مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٤ - مثل افلاطونی
مثل افلاطونی
و أمّا الأفلاطون فأکثر میله إلی أنّ الصور هی المفارقة، فأمّا التعلیمیات فإنّها عنده معان بین الصور و المادّیات؛ فإنّها و إن فارقت فی الحدّ فلیس یجوز عنده أن یکون بعد قائم لا فی مادّة؛ لأنّه إمّا أن یکون متناهیا أو غیر متناه، فإن کان غیر متناه و ذلک یلحقه لأنّه مجرّد طبیعة کان حینئذ کل بعد متناه، و ان لحقه لأنّه مجرّد عن المادّة کانت المادّة مفیدة للحصر و الصورة، و کلا الوجهین محال ...
مسألهای که هنوز نو و قابل طرح است این است که آیا ابعاد منحصر به همین ابعاد مادی است؟ یعنی چون جسم هست بعد هست؟ که اگر فرض کنیم یکمرتبه اجسام عالم معدوم شوند دیگر بعد اساساً وجود نخواهد داشت؟ حتی بعد خلأ یعنی بعد خالی از جسم هم وجود ندارد؟ یا اینکه ما بعد مجرد داریم، فضای مجرد و غیرمادی داریم؟ این خودش مطلبی است، همان طور که در مسأله خلأ همین بحث مطرح است.
اگر ما بگوییم که فضا و بعد غیرمادی وجود ندارد مسلّما خلأ هم محال خواهد بود و این از بدیهیات اولیه عقل است، زیرا خلأ به معنای این است که ما یک فضایی را واقعا از جسم خالی کنیم، و اگر فضایی واقعا از جسم خالی شود به طوری که هیچ جسمی در آن وجود نداشته باشد آنوقت دیگر فضایی نمیتواند وجود داشته باشد و فضا عدم