مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٢ - دیدگاه شیخ اشراق نسبت به افلاطون و مثل
هم میرود که او پیغمبر بوده باشد. حتی کرامات و معجزاتی به او نسبت دادهاند و حتی از ارسطو نقل میکنند که با نظر تأیید، کراماتی از فیثاغورس نقل میکند و در مقام توجیه آنها برآمده است. حالا اینها را به صورت صددرصد نمیشود گفت و ما به صورت احتمال بیان کردیم. و تازه فیثاغورسیها خود مدعی هستند که افکارشان را از اورفئوسیها که حدود صد سال قبل از فیثاغورس [بودهاند گرفتهاند.] میگویند افکار اورفئوس همهاش دینی بوده و در مورد آخرت و تزکیه نفس تعلیماتی از او نقل میکنند که این تعلیمات شبیه به تعلیمات پیامبران است؛ و میگویند فیثاغورس افکارش را از اورفئوس گرفته است. به این ترتیب فلسفه افلاطون ریشهاش به فلسفه فیثاغورس میرسد و فلسفه فیثاغورس هم به اورفئوس؛ و این دو فلسفه هم ریشه در مشرق زمین دارند. فیثاغورس و اورفئوس هر دو افکارشان را از شرق گرفتهاند، مخصوصا فیثاغورس ... که میگویند به مشرق زمین آمده و بیست سال در مصر بوده و حتی میگویند به ایران هم آمده است؛ پس احتمال دارد که افکار عرفانی خود را از مشرق زمین گرفته و بعد به سرزمین خود برگشته است. به هر حال باید راجع به ریشه این افکار بعد از افلاطون هم مطالعه شود؛ و مخصوصا آنچه برای ما از نظر فلسفه مهم است این است که شیخ اشراق که این فکر را در ایران احیا کرد آیا تحت تأثیر عرفا بوده یا اینکه افلاطون واقعا چنان عقیدهای داشته است.
... و کان المعروف بأفلاطون و معلّمه سقراط یفرطان فی هذا الرأی و یقولان أنّ للإنسانیة معنی واحدا موجودا یشترک فیه الأشخاص و یبقی مع بطلانها و لیس هو المعنی المحسوس المتکثّر الفاسد فهو إذن المعنی المعقول المفارق. و قوم آخرون [١] لم یروا لهذه الصورة مفارقة بل لمبادئها، و
[١]. فیثاغورس نظریات خاصی داشته است؛ میگویند عالمی است که هم افکار اجتماعی داشته و هم افکار فلسفی و هم اندیشههای عرفانی. ضمنا افکار سیاسی هم داشته. مثلًا میگوید که مال و ثروت به همه مردم تعلق دارد.
علاوه بر این موسیقیدان بزرگی هم بوده؛ یعنی مخترع بعضی از الحان موسیقی بوده است؛ چون موسیقی سر و کارش با عدد است. از همین جا میگویند این فکر فلسفی برایش پیدا شد که اصل در اشیاء عدد است. ما اعداد را یک سلسله اعراض میدانیم آن هم اعراض انتزاعی نه محمول بالضمیمه. او برعکس معتقد بوده است اصل همه اشیاء عدد است و اصل همه اصلها عدد واحد است و از واحد اعداد دیگر به وجود میآید. بعد هم توجیهاتی راجع به خط و سطح و مفاهیم هندسی و عددی داشته است، مثلًا واحد را به نقطه هندسی مرتبط