مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - النمط التاسع فی مقامات العارفین
گرما و غیره در طبیعت آماده نشده است و خودش باید آنها را آماده کند. خلاصه اینکه انسان به واسطه احتیاجات زیاد، ضعیف آفریده شده است (و خلق الانسان ضعیفا) [١].
بیان دیگر این است که به انسان یک سلسله عواطف و غرایز اجتماعی داده شده است و به عبارت دیگر در طبیعت حس تعاون و بقا به بشر داده شده است یعنی تنها نه این است که افراد به یکدیگر محتاجند بلکه علاوه بر آن به ازای این احتیاجات که به افراد داده شده است عواطفی هم به افراد دیگر برای رفع این احتیاجات داده شده است، کما اینکه به ازای احتیاج طبیعی که در نوزاد نسبت به مادر هست عاطفه مهری هم به مادر نسبت به نوزاد داده شده است.
در جامعه بشر هم همین طور به ازای حوائجی که افراد بشر نسبت به یکدیگر دارند یک سلسله عواطف اجتماعی برای رفع همان احتیاجات به بشر داده شده است و آن عواطف مقتضای طبیعت انسان است، از قبیل نوع دوستی و عدالت خواهی و رحم و مروّت و احسان و امثال اینها؛ و میتوان گفت که این بیان مکمّل بیان پیش است.
بیان دیگر: انسان با موجودات دیگر این فرق را دارد که تمام استعدادات کامنه (پنهان) در نبات و حیوان در حال انفراد نیز به فعلیت میرسد؛ آنچه در استعداد یک گل هست از رشد کردن و تخم دادن و گل دادن و عطر دادن، تحت تأثیر عوامل طبیعت از آب و خاک و هوا و نور و حرارت ظهور میکند و به فعلیت میرسد، وجود سایر گلها در بروز استعدادهای این گل تأثیری ندارد و عاملی به شمار نمیرود، و همچنین است یک حیوان (یک اسب) امّا انسان اینطور نیست؛ یک سلسله استعدادها در انسان هست که فقط عاملهای انسانی و اجتماعی موجب به ظهور رسیدن و تحقّق یافتن آن استعدادات است. تمام استعدادات انسانی انسان که ما به الامتیاز وی از حیوان است از قبیل عالم شدن و تخلّق به فضائل اخلاقی و اقسام هنرها و صنایع و وضع قوانین و مقررات و بالأخره آنچه «تمدن» نامیده میشود، تمام اینها اموری است و سرمایههایی است که تنها در زمینه زندگی اجتماعی به وجود میآید. سایر جاندارها اگر فرضا در یک جا گرد [آورده] شوند نمیتوانند آثاری که «تمدن» نامیده میشود به وجود بیاورند زیرا فاقد این استعدادات هستند، و امّا انسان اگر تنها زندگی کند
[١]. نساء/ ٢٨.