مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٩ - الفصل الرابع فی العلل الاخری العنصریة و الصوریة و الغائیة
بعضی گفتهاند نتیجه چیزی جدا از دو مقدّمه نیست. گفتهاند صغری و کبری مثل ماده هستند و نتیجه مثل صورت، ولی این آقایان (فلاسفه ما) این مطلب را رد میکنند و میگویند دو مقدّمه، نتیجه را ایجاد میکنند. میگویند علم به نتیجه، علم جدیدی است و به منزله فرزندی است که از دو مادر متولد میشود.
ابو سعید ابوالخیر هم به بوعلی گفت: هنگامی که میگویید: «الف ب است، و هر ب ج است، پس الف ج است» شما از کجا میگویید که «هر ب ج است»؟ آیا همه «ب» ها «ج» است یا بعضی از آنها؟ قطعا همه «ب» ها «ج» است و از جمله خود همین «ب» و حال آنکه شما تازه میخواهید به کمک نتیجه این مطلب را ثابت کنید. بوعلی جواب خوبی داده است؛ گفته است که با علم به کبری، ما به طور اجمالی علم به نتیجه داریم و با علم به نتیجه، علم تفصیلی پیدا میکنیم. مثلًا فرض کنید که حتماً میدانیم که همه شیرازیها خون گرماند، امّا آقای را که شیرازی است نمیدانیم که شیرازی است؛ آیا میدانیم که او خون گرم است یا نه؟ جواب این است که هم میدانیم و هم نمیدانیم. تحت «هر شیرازی» میدانیم که خون گرم است ولی تحت «شیرازی بودن» نمیدانیم. «شیرازی بودن» در صغری به اثبات میرسد و «هر شیرازی» مربوط به کبری است. مقصود از برهان نیز به قول شیخ علم تفصیلی است.
جواب پرسشی در مورد وحدت خداوند: وحدت در خداوند حتّی به این معنا نیست که بتوان از آن عدد ساخت. در آحاد، درست است که یک واحد، عدد نیست ولی استعداد عدد شدن دارد یعنی میتواند با واحدهای دیگر جمع شود و خلاصه استعداد تکرّر دارد و از آن، عدد و کثرت به وجود میآید. امّا وحدت خداوند، وحدت عددی نیست؛ یعنی واحدی نیست که مثل واحد اعداد، قابل تکثّر و قابل تکرّر باشد.
مادّه یا هیولی: مادّه یا هیولی همان حامل استعداد است به معنای عام. هر چیز از آن جهت که امکان وجود شئ دیگری هست «ماده» گفته میشود. آیا در عالم چیزی هست که هیچ حقیقتی و جهتی نداشته باشد جز مادّه بودن؟ این همان چیزی است که «مادّه اولی» و «مادّة المواد» نامیده میشود، چیزی که هیچ حیثیتی و هیچ فعلیتی ندارد و هیچ صفتی ندارد مگر صفت مادّه بودن. مادّه اولی عرض نیست، جوهر است امّا