مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٢ - کلّی طبیعی
طرح چند مسأله
شیخ تعریف بسیار دقیقی از «کلّی» کرده است: «کلّی طبیعتی است که نفس تصورش مانع از صدق بر کثیرین نیست». مقسم را مفهوم قرار نداده آنچنانکه در حاشیه ملا عبد اللّه آورده شده است، چون در آنجا بحث کلّی و جزئی فقط در مفهوم ذهنی است. شیخ مقسم را ذات ماهیت میگیرد (فرض نداریم که در ذهن باشد یا در خارج)، ذات و شأنیت طوری است که اگر در ذهن برود مانع صدق بر کثیرین نیست، مثل آنچه که درباره جوهر گفتهاند که ماهیتی است که وجودش لافی الموضوع است یعنی این ماهیت به حیثی است که اگر در خارج بیاید لا فی الموضوع است.
ذات و ماهیت ................ ..... در ذهن صفت کلیت به آن عارض میشود.
کلی طبیعی ................ .. کلی منطقی (به اعتبار وصف کلیت)
کلّی عقلی
«انسان کلّی است» به این معناست که در ذهن کلّیت عارض معنای «انسان» میشود.
«انسان کلی نیست» به این معنی است که کلّیت جزء ذات و ماهیت انسان نیست، و این در همه صفات همین طور است: وجود، عدم، جزئیت، عالمیت و ...
ماهیت در مرحله ذات، فقط به جنس و فصل تعریف و توصیف میشود و هیچ چیز دیگر نیست.
شیخ میگوید: نگویید: «الماهیة من حیث هی لیست الّا هی»، بگویید: «الماهیة لیست من حیث هی الّا هی».
کلّی طبیعی
بحث در این است که آیا کلّی طبیعی در خارج وجود دارد یا ندارد؟
آنهایی که گفتهاند کلّی طبیعی در خارج وجود ندارد، اگر درست در سخنانشان دقّت شود معلوم میشود که در واقع آنچه را که آنها میگویند وجود ندارد کلّی عقلی