مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - النمط التاسع فی مقامات العارفین
اشارة: العارف یرید الحق الاول لا لشیء غیره و لا یؤثر شیئا علی عرفانه و تعبده له فقط لأنه مستحق للعبادة و لأنها نسبة شریفة الیه لا لرغبة او رهبة، و ان کانتا فیکون المرغوب فیه او المرهوب عنه هو الداعی و فیه المطلوب، و یکون الحق لیس الغایة بل الواسطة الی شیء غیره هو الغایة و هو المطلوب دونه.
شخص عارف ذات حق را میخواهد برای خود ذات حق نه برای چیز دیگر، و هیچ چیزی را بر معرفت او ترجیح نمیدهد، و همانا عبادت عارف صرفا برای ذات حق است از آن جهت که ذات حق شایسته پرستش است و از آن جهت که عبادت انتسابی است شریف به ذات حق. عبادت عارف به خاطر طمع و یا ترس نیست و اگر ایندو در کار باشند پس انگیزه عبادت کننده، آن شیء مورد طمع و یا مورد ترس است و مطلوب عابد در او متمرکز است، پس حق متعال غایت عبادت نیست بلکه واسطه است برای رسیدن به شیء مورد طمع یا نجات از شیء مورد ترس.
شرح: این فصل، عارف را از لحاظ نیت و از لحاظ اعمال عبادی که مقرون به نیت است مورد بحث قرار میدهد. این نکته مسلّم است که هر عمل اختیاری مقرون است به داعی و انگیزهای، و همان است که اراده را برمیانگیزد و منجر به عمل میگردد. از نظر کلّی، انگیزه یک عمل یا منفعتی است که عمل مقدمه رسیدن به آن منفعت است و یا زیانی است و عمل مقدمه نجات از آن زیان است. در حیوانات، یکی از این دو چیز داعی خواهد بود، جامع هر دو «علاقه به صیانت ذات» است که غریزی است. حیوان یا انسان برای صیانت ذات خود به حکم غریزه به دنبال جلب منافع میرود و با عمل خود مضارّی را که به او رو میآورد از خود دفع میکند.
در اینجا شایسته است که مسألهای طرح شود و آن اینکه آیا در انسان و بلکه در حیوان شقّ سومی هم ممکن است وجود داشته باشد یا نه؟ یعنی آیا ممکن است عملی اختیاری از انسان و یا حیوان سر بزند که مربوط به صیانت ذات نباشد؟
بیان جامعتر این است که به طور کلّی مطلوبات انسان بر دو قسم است: یا مطلوب بالذات است و یا مطلوب بالغیر. مطلوب بالذات یعنی چیزهایی که انسان آنها را میخواهد به خاطر اینکه خود آنها را دوست میدارد و خود آنها را فایده میشمارد