مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧ - عوامل سعادت
میشود مانند تأثّری که اعصاب دهان و زبان از تماس با بعضی غذاها، و اعصاب چشم از مواجه شدن با بعضی مناظر، و اعصاب گوش از شنیدن بعضی نغمات، و اعصاب لمس از لمس کردن پارهای از اشیاء پیدا میکنند. بنابراین لذت صد در صد بستگی با عوامل خارجی دارد. و امّا درد و رنج ممکن است عامل خارجی داشته باشد مثل رنجی که انسان از کتک خوردن یا حبس میکشد و ممکن است از درون انسان سرچشمه بگیرد مثل رنج گرسنگی، ولی منشأ اصلی این رنجها نیز فقدان عوامل مساعد خارجی است. و از طرفی سعادت عبارت است از بهرهمند شدن از حداکثر لذت و خلاصی از رنجها. پس سعادت انسان صد در صد بستگی دارد به عوامل خارجی، عوامل سعادت و عوامل شقاوت را در دنیای خارج باید جستجو کرد.
گروهی دیگر گفتهاند سعادت را تنها از درون یا از بیرون دانستن مبالغه است.
انسان نه آنچنان است که بتواند از عوامل بیرون از وجود خود مستغنی گردد و نه آنچنان فرع و طفیلی است که تمام خوشیهایش باید از خارج تأمین گردد. انسان پارهای نیازمندیها دارد که باید به وسیله عوامل خارجی تأمین گردد و پارهای لذتها برایش هست که تنها از نیل و رسیدن به مواهب و مخلوقات دیگر برایش دست میدهد، و از طرف دیگر دارای آنچنان وجود اصیلی است که میتواند برای خود منبع لذت و خوشی گردد و پارهای از لذتها را که عالیترین لذتهاست از درون خود بجوید.
این فکر غلط است که لذت منحصرا در نتیجه انفعالات مادی عصبی از عوامل مادی خارجی پیدا میشود. ممکن است لذتی به انسان دست دهد که هیچ ریشه مادی نداشته باشد و از باطن آدمی بجوشد. ما بعداً ثابت خواهیم کرد که لذات روحی با لذات مادی تفاوت دارد و نوعی دیگر میباشند و گفته خواهد شد که لذات روحی احتیاج چندانی به محرکات خارجی و بیرونی ندارد.
اکثر دانشمندان جهان تابع این نظرند؛ از این رو در صدد بر شمردن مجموع عوامل بیرونی و درونی برآمدهاند.
گویند ارسطو عوامل سعادت را سه دسته دانسته است: روحی، بدنی، خارجی.
عوامل روحی عبارت است از: حکمت، عدالت، شجاعت.
عوامل بدنی عبارت است از: سلامت، قوّت، زیبایی.
عوامل خارجی عبارت است از: ثروت، مقام، فامیل.
بدیهی است که عوامل سعادت را نمیتوان منحصر به اینها دانست. در هر یک از