مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٣ - بیان مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در مورد « عبث »
مینامند. امّا اگر کمال یک قوّهای در حدّ افراط بود به گونهای که مضرّ کمالات دیگر بود و مورد تأیید عقل نبود آن را «شرّ» مینامند. امّا مواردی هست که کمال یک قوّه، جزئی است ولی نمیدانیم مقبول عقل هست یا نه؟ که در این صورت آن را «مظنون خیرا» مینامند.
٣. فرق بین غایت و ضروری: مسأله دیگر فرق بین «غایت» و «ضروری» بود.
اصل اشکال از این قرار است که گاهی غایاتی داریم که خود غایاتی دارند و این غایات، غایات دیگری دارند و ... الی غیر النهایة:«ثمّ لقائل أن یقول: قد یجوز أن یکون لکلّ غایة غایة ...» که شیخ در پاسخ این اشکال میگوید باید فرق بین «غایت بالذات» و «ضروری» را- که یکی از غایات بالعرض است- شناخت و فرق بین آنها این است که غایت یعنی آن چیزی که فاعل در جبلّت و در ذات خودش او را میخواهد که این در مورد امور ارادی خیلی روشن است و حتّی در مورد طبیعت نیز قائلند که به سوی مطلوبهای بالذّاتی حرکت میکند. گاهی این مطلوب بالذات بستگی به مقدّمهای دارد که در این صورت آن مقدّمه، مطلوب بالعرض میشود (البتّه گاهی اوقات چیزی که باید برای انسان مطلوب بالذّات باشد مطلوب بالعرض میشود مثل علم).
امور ضروری را گویند بر سه قسم است:
یک قسم، اموری است که مقدّمه است برای غایتی بالذّات، مثل پول برای آسایش.
یک قسم، اموری است که باید باشد تا اینکه غایت مورد نظر حاصل شود. مثلًا برندگی برای شمشیر غایت است ولی شرط این کار صلابت است؛ پس صلابت جنس هم در شمشیر غایت است امّا غایت بالعرض.
یک قسم دیگر، امور مقارن است. مثلًا آهن در شمشیر ملازم با رنگ خاصّ خود است. پس این رنگ امر مقارن و ملازم است و آن را نیز امر ضروری میگویند.
پس امور ضروری سه قسمند:
١. امری که مقدمه غایت است.
٢. امری که لازمه و تبع غایت است.
٣. امری که مقارن غایت است.
بعد میگوید:«فهذه کلّها غایات بالعرض الضروری ...» یعنی آن چیزهایی که خیال