مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧ - سعادت و لذّت
هم دارد که ما در بحث اینکه «آیا سعادت مطلق است یا نسبی؟» ذکر خواهیم کرد.
رابطه لذت با سعادت در وجود یک فرد از قبیل رابطه سعادت فرد با سعادت اجتماع است. ممکن است مثلًا یک معامله خاصّ تجارتی که یک فرد تاجر با خارج کشور انجام میدهد و ارز کشور را صادر میکند از نظر شخص او بسیار مفید و سودمند باشد و وسائل خوشی او را به طور وافر فراهم کند اما همین کار از لحاظ کشور و مجموع افرادی که در آن کشور زیست میکنند بسیار خطرناک و زیان بخش باشد؛ یعنی این کار مصلحت فرد است اما مصلحت اجتماع نیست؛ کما اینکه ممکن است چیزی مصلحت اجتماع در حال حاضر برای نسل حاضر باشد اما مصلحت اجتماع در آینده و برای نسل آینده نباشد.
یک عمل- مانند دیدن یک منظره، و شنیدن یک آواز، و خوردن یک غذا- ممکن است لذت آور باشد و از لحاظ چشم تنها یا گوش تنها یا ذائقه تنها آن عمل مفید و مصلحت هم هست، اما انسان چشم تنها یا گوش تنها و یا ذائقه تنها نیست، انسان مجموعهای است از قوا و غرائز و استعدادها، انسان هم به زمان حاضر بستگی دارد و هم به زمان آینده، باید همه این جنبهها را با هم در نظر گرفت و آنگاه حکم کرد که آیا فلان عمل سعادت بخش است یا نیست، و الّا صرف لذت بخش بودن یک چیز کافی نیست که آن را سعادت بخش بشماریم؛ و به همین دلیل نباید کسانی را که بشر را از برخی لذتها در شرایط خاصی منع کردهاند دشمن ضدّ لذت و خوشی به شمار آوریم، زیرا ممکن است آنها سعادت بشر را در نظر گرفته باشند یعنی نظر و فکر همه جانبهای داشته باشند و فکرشان محدود به جنبه خاص و زمان حال نباشد، یا ممکن است از این هم وسیعتر فکر کرده باشند و سعادت اجتماع را که فوق سعادت فرد است و سعادت فرد بسته به سعادت اجتماع است در نظر گرفته باشند.
این تفاوت که در فرق میان سعادت فرد و لذت فرد گفته شد، درباره یک عضو یا یک قوّه نیز صادق است؛ یعنی ممکن است لذت یک عضو سعادت آن عضو نباشد.
لذّت یک عضو به این است که ادراک ملائمی به او دست بدهد، مثل اینکه چشم از دیدن منظرهای لذت ببرد، اما همین دیدن ممکن است برای چشم زیان بخش نیز باشد و موجب رنجها و آلامی در آن گردد و مانع دیدنهای دیگری بشود. سعادت به هر حال جنبه همه جانبه دارد و لذت جنبه یک جانبه ولو آنکه عضو یا جنبه مخصوصی را در نظر بگیریم. مثلًا آنگاه که میگوییم «سعادت بدنی و سعادت روحی» ما بدن را از روح