مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - الفصل الخامس فی اثبات الغایة و حلّ شکوک قیلت فی إبطالها، و الفرق بین الغایة و بین الضروری و تعریف الوجه الّذی تتقدّم به الغایة علی سائر العلل و الوجه الّذی تتأخّر به
غیر اختیاری انسان- وجود ندارد، حتی در مورد افعال اختیاری انسان نیز در پارهای موارد علّت غائی وجود ندارد.
در مورد ذات باری علّت غائی وجود ندارد زیرا هر کاری که ما میکنیم تحت تأثیر علّت غائی است که انگیزهای در ما ایجاد میکند و ما تحت این انگیزه قرار گرفته و کاری را انجام میدهیم امّا ذات باری که تحت تأثیر و محکوم انگیزه نمیتواند باشد لذا علّت غائی در این مورد صادق نیست.
در مورد موجودات غیر ذی شعور نیز گفتهاند که علّت غائی وجود ندارد به این دلیل که انگیزه و علّت غائی داشتن فرع بر شعور است. طبیعت که شعور و ادراک ندارد، پس علّت غائی هم ندارد. پس مجرّدات از آن جهت که مافوق انگیزه و غایت داشتن هستند بدون علّت غائیاند و طبیعت بیشعور هم از آن جهت که مادون انگیزه و غایت داشتن است بدون علّت غائی است.
گاهی هم انسان، فکری و یا کاری را انجام میدهد و هنگامی که میپرسیم چرا کردی؟ میگوید بیهوده و بی جهت این کار را کردم، یعنی در واقع هدف و غایتی نداشتم. مثلًا خیلی از کارهای بیهوده را انسان از روی عادت انجام میدهد.
در پاسخ این اشکال، شیخ در اینجا بحثی میکند که در واقع یک بحث روان شناسی است و آن اینکه هر کاری را که انسان اختیار میکند یک منشأ نزدیک دارد، یک منشأ بعید و یک منشأ ابعد. فاعل اقرب یا قریب را که در نظر بگیریم، خود همان فاعل احتیاج دارد به فاعل دیگری که آن را تحریک کند و بسا هست که آن فاعل فاعل هم به فاعل دیگری برای تحریک احتیاج دارد. مثلًا فرض کنید که انسان از اینجا حرکت میکند و به اختیار خود میرود در ایوان. علّت مباشر برای این حرکت چیست؟ علّت مباشر، قوّه محرکهای است که در عضله وجود دارد. یک قوّه عضلانی وجود دارد که این بدن را میکشاند و به آنجا میبرد. ولی این قوای عضلانی چرا الآن این حرکت را به وجود آورده است؟ جواب این است که همیشه در انسان، شوقها یا خوفهاست که قوّه را به وجود میآورد. پس آن قوای عضلانی علّت قریب است و آن شوقها یا خوفها علّت بعید است. تازه این خوفها و شوقها پس از یک سلسله ادراکات، تصورها و تصدیقها به وجود میآید. مثلًا ما اینجا نشستهایم، کسی میآید و میگوید در مدرسه سپهسالار فلان آقایی که مورد علاقه ماست صحبت میکند. از اینجا در ما ادراک و علم و تصوری به وجود میآید و سپس تصدیقی به فایده رفتن به مدرسه و