مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤ - الفصل الأوّل فی ابتداء طلب موضوع الفلسفة الأولی لتتبین إنّیته فی العلوم
و اختیاری مستلزم نوعی «حکم انشائی» و باید و نباید است. حیوان در هر مرحلهای که واقعا در کار خود فعالیت ارادی و اختیاری و انتخابی دارد طبعا حکم هم دارد و هر جا که حکم انشائی هست ادراک اعتباری و باید و نباید هم هست. شیخ در فصل اول از مقاله پنجم از فنّ ششم طبیعیات شفا (ص ٣٤٨) تصریح میکند که در انسان حاکمی حسّی و حاکمی خیالی و وهمی و حاکمی نظری و حاکمی عملی وجود دارد. بعید نیست که مقصود شیخ از حاکم حسّی و خیالی نیز اعمّ از نظری و عملی باشد.
به هر حال در افعال غریزی و طبعی انسان و حیوان که اراده و انتخاب دخالت ندارد ادراک اعتباری در کار نیست، امّا در افعال اختیاری انسان و حیوان که واقعا اختیار و انتخاب وجود دارد ادراک اعتباری هم هست. امّا اینکه افعال حسّی حیوان تا چه حد غریزی است و تا چه حد ارادی و اختیاری، از عهده بحث ما خارج است.
حق این است که بحث نظری و عملی مربوط به عقل است و این بحث تابع این است که حیوان عاقل هست یا نه.
نکته دیگر: مفهوم «وجوب و لا وجوب» و «امر و نهی»- چنانکه گفتیم- اعتبارات انشائی ذهن است. اکنون میخواهیم بفهمیم حقیقت و ماهیت مفهوم «حسن و قبح» چیست؟
دو نوع حسن و قبح داریم: حسّی و عقلی. زیبایی حسّی همان چیزی است که همه میشناسیم گو اینکه نمیتوانیم تعریف کنیم؛ اینقدر میدانیم که زیبایی حسّی چیزی است که حواسّ ما را به سوی خود جذب میکند و یا پس از ادراک به وسیله یک حس ما را به سوی خود جذب میکند، و زشتی حسّی چیزی است که حواسّ ما را و بلکه خود ما را از خود دفع میکند. زیبایی [حسی] موجب لذت حاسّه ادراک کننده است، و زشتی حسی موجب رنج و تنفّر حاسّه ادراک کننده است.
مقصود از «حسن و قبح عقلی» این نیست که همان زیبایی حسّی و یا زشتی حسّی صورت عقلی و کلّی پیدا کند، بلکه مقصود نوعی زیبایی و زشتی است که با حواسّ ظاهری ما سر و کار ندارد و چون هر چیزی که با حواس سر و کار ندارد آن را طبق معمول «عقلی» میخوانند به این هم «حسن و قبح عقلی» میگویند و الّا همچنانکه زیباییها و زشتیهای حسّی، هم صورت جزئی دارد و هم صورت کلّی و عقلی، همچنین این نوع زیباییها و زشتیها، هم تصور جزئی دارد و هم تصور عقلی.
مقصود از «حسن و قبح عقلی» این است که طبیعت انسان علاوه بر مطلوبهای حسّی و فردی و شخصی و علاوه بر منفورهای حسّی و فردی و شخصی، به واسطه برخورداری از نوعی حس انسان دوستی و فضیلت دوستی، یک سلسله کارها را که یا جنبه ماوراء الطبیعی دارد و در رساندن انسان به مقاصد ماوراء الطبیعی مؤثر است و یا در صلاح و مصلحت جامعه انسانی مؤثر است طبعا دوست دارد و آنها را زیبا و محبوب و دوست داشتنی میبیند و برعکس یک سلسله کارها را که مضرّ