مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٣ - تقابل
ذات حق تعالی است. و امّا اگر ذات واحد غیر از وحدت باشد خود بر چند قسم است:
یا واحد شخصی است مثل زید، یا واحد نوعی است مثل انسان که نوع واحد است، یا واحد جنسی است مثل حیوان که جنس واحد است.
وحدت بالعرض [یا وحدت مجازی] این است که یک شئ با شئ دیگر واقعا وحدت ندارند امّا در یک چیز اشتراک دارند. در این مورد میگویند که اگر اشتراک در کیف باشد میشود «مشابهت»، و اگر در کمّ باشد میشود «مساوات»، و اگر در اضافه باشد میشود «مناسبت»، و اگر در جنس باشد میشود «مجانست»، و اگر در نوع باشد میشود «واحد بالنوع». واحد بالنوع غیر از واحد نوعی است. واحد نوعی یعنی نوع واحد. مثلًا خود انسان را میگوییم واحد نوعی. انسان واحد است و نوع است. واحد نوعی داخل در واحد حقیقی است. یک وقت میگوییم: «زید و عمرو واحدند در انسانیت»؛ یعنی وحدت را به زید و عمرو نسبت میدهیم؛ در این صورت وحدت مجازی میشود. وحدت بالجنس یا مجانست هم چنین است. مثلًا انسان و فرس در حیوانیت واحدند؛ وحدت را به انسان و فرس نسبت میدهیم. پس واحد نوعی و واحد جنسی یعنی نوع واحد و جنس واحد، امّا واحد بالنوع و واحد بالجنس یعنی دو فردی که در یک نوع اشتراک دارند یا دو فرد یا دو نوعی که در یک جنس مشترکند. اینها نباید با همدیگر اشتباه شود. این موارد در منظومه آمده و قبلًا بحثش را کردهایم.
تقابل
از اینجا شیخ وارد بحث مفید دیگری میشود که بحث «تقابل» است. در منطق بیان کردهاند که دو چیزی که اجتماعشان با یکدیگر محال است «متقابلین» نامیده میشوند. پس شیخ از بحث وحدت خارج میشود و وارد بحث کثرت میگردد و میگوید از احکام کثرت غیریت و آخریت یعنی دیگر بودن است. بعد میگوید این اموری که کثیر هستند یا قابل اجتماعند و یا قابل اجتماع نیستند، و از اینجا وارد تقابل میگردد.
در منطق گفتهاند که تقابل چهار قسم است: تقابل تضاد، تقابل تناقض یعنی سلب و ایجاب، تقابل عدم و ملکه و تقابل تضایف. باید توجه داشت که متضادین در اصطلاح حکما اولا با متناقضین اشتباه نشود و ثانیا آن دو متضادی که اجتماعشان