مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٤ - مسأله « جعل »
منطقیین این است که یک شئ یا یک موجود با فرض انسانیت باید انسان باشد امّا نه اینکه این شئ همیشه باید انسان باشد. اگر تغییر کرد دیگر فرض انسان در او نمیشود و لذا انسان هم نیست.
متأخرین از زمان آخوند به این طرف معتقدند که جعل به وجود تعلّق میگیرد برای هر نوع فاعلی، چه ذاتی، چه معدّی، ...
٢. اصطلاح «وجود خاص»: نکته دیگر اینکه در مورد اصطلاح شیخ، در اوّل الهیات شفا خواندیم که اصطلاحی بوده است که قدیمتر از زمان شیخ هم بوده ولی امروز متروک شده است و آن، اصطلاح «وجود خاصّ» است که مقصود از آن «ماهیت» است.
٣. مسأله تشکیک: مقدمه دیگر، مسأله تشکیک است که در منطق مطرح است. در منطق میگویند کلّی یا متواطی است یا مشکک. در متواطی، نسبت کلّی به افراد، متفاوت نیست. امّا در مشکک، کلی بر افراد به تفاوت صدق میکند؛ یک فرد اولویت دارد به کلّی تا فرد دیگر.
شیخ معتقد است که کلّی مشکک در مواردی است که کلّی، ذاتی افراد نیست. به نظر او کلّیهای عرضی است که میتواند مشکک باشد. مثلًا انسان، علم، شیرینی، اینها نسبت به افرادشان نمیتوانند مشکک باشند امّا «عالم» میتواند مشکک باشد، زیرا ...
امّا شیخ اشراق گفت که کلّی مشکک میتواند ذاتی افرادش باشد؛ یعنی کلّی مشکک میتواند نوع یا جنس یا فصل یا عرضی عام یا عرضی خاص هم باشد، و لذا قائل به تشکیک در ماهیت شد. بعدها که اصالت وجود مطرح شد معلوم شد که اصولا تشکیک در وجود است نه در ماهیت. تمام حرف شیخ یا حتّی شیخ اشراق در مورد تشکیک در ماهیات بود. ملّاصدرا گفت که تشکیک اصلًا از باب ماهیات خارج است؛ تشکیک، بالذّات در وجود است و اگر در کلیاتی باشد بالعرض است؛ در کلیاتی است که با وجود ارتباطی دارند.
اوّل شیخ مقدّمهای ذکر میکند که فاعلها بر دو قسمند: