مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - فصل (٣) فی أن الصورة الجسمیة مقارنة للمادة فی جمیع الاجسام عموما
فصل (٣) فی أن الصورة الجسمیة مقارنة للمادة فی جمیع الاجسام عموما
این فصل، فصل سادهای است و آن این است که آیا اگر ما میگوییم که یک جسم مرکب است از ماده و صورت، یعنی میگوییم این صورت مقارن با ماده است، آیا میشود تبعیضی قائل شویم و بگوییم بعضی اجسام اینچنین هستند و بعضی اجسام اینچنین نیستند؛ یا نه، این قاعدهای است عمومی در همه اجسام؟ میگویند نه، قاعدهای است عمومی در همه اجسام؛ صورت منفک از ماده نمیشود چه اینکه بگوییم همین صورتی که در این جسم واحد الآن در نظر بگیریم از ماده منفک نمیشود، یا بگوییم هیچ صورتی در عالم نداریم که منفک از ماده باشد. چرا اینطور است؟ برای اینکه اگر آن براهینی را که مرکب بودن جسم را ثابت میکنند، یعنی همان برهان فصل و وصل و قوه و فعل و امثال اینها را بپذیریم، باید در همه اجسام علیالسویه بپذیریم و اگر نپذیریم در هیچکدام علی السویه نپذیریم. اگر بپذیریم معنایش این است که صورت جسمیه از آن جهت که صورت جسمیه است همیشه در مادهای است یعنی ماده برای او به منزله محلّی است و- همین جور که گفتیم- مثل یک شیء لا متعین که این تعین اوست، چون صورت جسمیه در همه جا صورت جسمیه است، یک طبیعت واحد است، طبایع متعدد که نیست؛ یا در همه جا همان حالت «تعین ماده بودن» یعنی «حلول در ماده» را دارد و یا در هیچ جا ندارد، نه اینکه در بعضی جاها