مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٦ - نظریه سوم
چیز، انسان عالم غیر از انسان و علم است، اینها دو اعتبار مختلفند. تعبیری که ما میتوانیم برای تقریب حرف آنها بکنیم- اگر چه خودشان به این تعبیر نگفتهاند- برای اینکه حرف آنها را توجیه کرده باشیم، توجیهی که مقداری سر و صورت داشته باشد، گو اینکه باز هم این نظریه قابل ردّ است، چنین است: اینکه گفتهاند پیدایش عدد از وحدت علی وجه التکرار است، به این معنی است که وحدت خودش همان وحدت است علی الاطلاق، و ثنائیه عبارت است از وحدة خاصّ، و الثلاثیة وحدة اخری، و الرباعیة وحدة اخری (البته ممکن است این نظر منشأ توهّمی هم بشود به این صورت که هر ثنائیه و ثلاثیهای خودش میتواند یکی باشد یا دوتا باشد، به این معنی که یک «دوتا» داشته باشیم یا دو «دوتا» یا سه «دوتا»). بنابراین خود ثنائیه همان وحدت است امّا نوع دیگری از وحدت، وحدت دیگری است. ثلاثیه هم همان وحدت ساری در همه مراتب است [اما نوعی خاص]. اگر وحدت را مطلق بگیریم میشود خود وحدت. اگر او را با مرتبه اعتبار کنیم، با قید اعتبار کنیم، ساری در مراتب اعتبار کنیم، میشود عددی خاص. دوتایی چیست؟ همان وحدت است با قید خاص. ثلاثی چیست؟ همان وحدت است با قید خاص.
خوب، این مقدار از بیان، تقریباً یک توجیه انتقادی است که ما از این عبارات شیخ میکنیم. مخصوصاً ما درباره آن «العدد التعلیمی» بیشتر تردید داریم که به چه مناسبت آن را «العدد التعلیمی» نامیده است. جای دیگری هم که از شفا مفصلتر و مشروحتر گفته باشد، در میان کتابهای خودمان پیدا نکردیم. میخواستم به کتاب الطبیعة ارسطو مراجعه کنم ولی فرصت نکردم. ارسطو را یکی از بهترین کسانی میدانند که افکار فیثاغورس را نقل کرده و به دیگران رسانده است. احتمال میدهم که در کتاب مابعد الطبیعه باشد، در صورت داشتن فرصت به آن نگاه میکنیم [١].
احتمالی را ما درباره این «العدد التعلیمی» عرض میکنیم: قبلًا گفتیم بعضی از فیثاغوریان معتقدند که عدد مبدأ مقدار است و مقدار مبدأ اشیاء دیگر. لهذا گفتند از وحدت نقطه درست میشود، یعنی وحدت مبدأ نقطه است؛ نقطه که یک امر مقداری
[١]. [همان طور که استاد اشاره فرمودهاند، ارسطو در مابعد الطبیعه به طور نسبتا مشروح از این نظریات بحث میکند.
کتاب سیزدهم مابعد الطبیعه (کتاب مو) بخصوص فصل ششم تا دهم این کتاب به مباحث مربوط به عدد میپردازد.]