مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٨ - مسئله تشکیک در وجود
اشراقیون و بعضی از مشائین مثل خواجه طوسی که منکر عقول عشره هستند و عدد عقول را به عشره محدود نمیکنند و آن رابطه عقول عشره با افلاک را قبول ندارند و به اصطلاح به یک سری عقول متکافئه قائل هستند، باز هم مراتبی را میان عقول قائلند، منتها مراتبی که هیچ نمیشود آنها را محدود کرد و بشر همین قدر میتواند بفهمد که عقولی وجود دارند که میان آنها ترتب هست، اما اینکه عدد آنها یکی، دوتا، ده تا یا میلیونها عدد باشد، این دیگر از عهده بشر خارج است.
یا در میان اجسام اینطور است که خود این فلاسفه بعضی از اجسام را اتم و اشرف از بعضی دیگر میدانند. اینها معتقدند جسم فلکی که از یک عنصر خاص تشکیل شده است و آن عنصر قابل ترکیب با هیچ عنصری نیست و کون و فساد نمیپذیرد، او اشرف است از عناصر طبیعت. پس بین اجسام هم این تقدم و تأخر هست.
یا در میان اعراض هم بعضی از اعراض را که اعراض اضافیه هستند، اینها معتقدند که اضافات ضعیف الوجودند؛ پس قهراً غیر اضافه بر اضافه تقدم دارد.
باز در میان اعراض، بعضی قارّه هستند و بعضی غیر قارّه. اعراض غیر قاره مثل زمان و مثل حرکت (البته اگر حرکت را به قول بعضی عرض بدانیم) اعراضی هستند که وجود و عدمشان با یکدیگر متشابک است؛ یعنی حدوثشان عین فنای آنها و فنایشان عین حدوثشان است. یک حدوث و فنای تدریجی است که هیچ بقا در آن فرض ندارد. قهراً این از نظر وجود، از شیئی که ثبات و بقا برایش فرض دارد ضعیفتر است. پس میان اعراض هم تفاوتها و تفاضلهایی هست. لذا میفرماید:
«و فی کل طبقة من هذه الطبقات جملة موجودات تتفاوت فی الوجود.»
و أما أنواع المقولات، فقد شرحنا حالها فی المنطقیات بنوع لا یحتمل هذا الموضع زیادة علیه.
میگوید در اینجا دیگر متعرض انواع مقولات دهگانه نمیشویم چون در منطق آنها را به تفصیل گفتهایم؛ و به طور مختصر به برخی مقولات اشاره میکند:
و الکمّ منها ینقسم الی المتصل.