مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - پیوستگی و ارتباط عاملها
شرایط غیر رکنی آنهایی هستند که بودن آنها بر رونق و کمال سعادت میافزاید ولی نبود آنها را نمیتوان محرومیت و ناکامی و درد و رنج به حساب آورد مانند قوّت و جمال.
یکی از جهات برتری عوامل روحی سعادت بر عوامل مادی آن این است که عوامل روحی اگر به حد کمال برسند تا حد زیادی قادرند که رنج ناشی از فقدان عوامل مادی را از بین ببرند امّا عوامل مادی ولو به حد کمال برسند قادر نیستند جانشین عوامل روحی گردند.
به هر حال اینها سبب شده که راهنمایان بشر از طرفی کانونهای لذت روحی و معنوی را- که بشر در سیر تکاملی به وجود آنها پی میبرد نه در حالت ابتدایی- به او معرفی کنند و عظمت و فوق العادگی آنها را گوشزد نمایند، و از طرفی جلو اهمیت دادنهای افراطی به بعضی امور را بگیرند، و از طرف دیگر میان شرایط رکنی که نمیتوان از آنها چشم پوشید با شرایط غیر رکنی که قابل اغماض و چشم پوشی است فرق بگذارند.
مولوی در زمینه معرفی کانون عظیم روحی لذت و نشاط، خطاب به آن کس که از می گساری لذت طلب میکند میگوید:
ای همه دریا چه خواهی کردنم؟ | ای همه هستی چه میجویی عدم؟ | |
تو خوشی و خوب و کان هر خوشی | تو چرا خود منّت باده کشی؟ | |
می چه باشد یا جماع و یا سماع | تا تو جویی ز آن نشاط و انتفاع؟ | |
علم جویی از کتبهای فسوس | ذوق جویی تو ز حلوای سبوس | |
جوهر است انسان و چرخ او را عرض | جمله فرع و سایهاند و تو غرض | |
آفتاب از ذرّه کی شد وام خواه؟ | زهرهای از خمره کی شد جام خواه؟ | |
جان بی کیفی شده محبوس کیف | آفتابی حبس عقده اینت حیف | |