مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤ - النمط التاسع فی مقامات العارفین
و از خود آنها لذت میبرد، مثل مطلوبیت خوراک و پوشاک و مقام و جنس مخالف و امثال اینها؛ و مطلوب بالغیر مانند اموری که انسان آن امور را میخواهد برای اینکه آنها مقدمه هستند برای یک امر مطلوب بالذات و لذت بخش یعنی مقدمه یک فایده میباشند. اکنون در اینجا دو مطلب [١] هست:
یک مطلب اینکه آیا مطلوب بالذات انسان واحد است یا متعدد؟ یعنی آن چیزی که غریزه ذاتی بشر را به سوی [خود] جلب میکند و عشق [خود] را به کام بشر ریخته است یک چیز است و سایر امور مقدمه او هستند (آنطور که مادّیین درباره علاقه به ذات میگویند) و یا مظاهر او هستند (آنطور که عرفا در باب کمال مطلق گفتهاند) و یا بیش از یک چیز است؟
مطلب دیگر اینکه: آیا فلسفه همه مطلوبها و محبوبها حفظ ذات و صیانت نفس است و بشر هر چیزی را که دوست میدارد- چه بالذات و چه بالغیر- از نظر جریان طبیعت، مقدمه صیانت نفس است؟ یعنی هر چند انسان امور کثیرهای را طلب میکند بدون آنکه خودش به منظور صیانت نفس آن را طلب کند، ولی در طبیعت آن میل و آن طلب به منظور صیانت نفس وی در طبیعت و حفظ حیات وی که در معرض حوادث و مورد خطر است به وی داده شده است؟ و یا اینکه در میان مطلوب بالذاتهای انسان اموری وجود دارد که فلسفه دوست داشتن آنها حفظ ذات و صیانت [نفس] در زندگی طبیعی و مادی نیست؟ اینجا نظرات متعددی هست.
مقدمتاً باید توضیح داده شود: در اینکه هر عمل اختیاری که از انسان سر میزند باید عامل شوق و لذت و یا عامل خوف و الم در آن دخالت داشته باشد بحثی نیست؛ یعنی هر کاری را که انسان اختیارا انجام میدهد باید یک نوع لذت از آن کار در نظر داشته باشد و یا دفع یک المی. پس اگر مقصود این است که فعلی از انسان صادر شود و باعث آن کار هیچ گونه لذت و المی نباشد، باید گفت امکان پذیر نیست. امّا مطلب دیگری که مطرح است این است که آیا محور همه لذتها و المهای انسان صیانت و عدم صیانت ذات است و یا آنکه ممکن است انسان لذت ببرد از چیزی که تأثیر در صیانت ذات او ندارد و متألّم گردد از چیزی که زیانی به ذات او نمیرساند؟ البته شقّ
[١]. اوّلی بحث روانی است و جنبه محرک و انگیزه روانی را بیان میکند و دومی جنبه فلسفی و طبیعی دارد و رمز تحریکات و فلسفه لذتها را میخواهد بیان کند.