مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٩ - خلاصه بحث کلّی
یک قطره آب روی یک کاغذ را در نظر بگیرید؛ مسلّم اگر هزار قطره دیگر هم مثل این قطره باشد عکس آنها یکی است، ولی این کلّیت نیست.
ثانیاً، مهم این است که کلّی در آن واحد صادق بر افراد است؛ نمیگوییم که صدق میکند علی البدل، یکی را برداریم دیگری را بگذاریم ...
پاسخ صحیح مسأله همان است که صدرالمتألهین داده است و آن مسأله تطابق عوالم بالا با پایین است و روحانی بودن کلیه ادراکات و بالاتر بودن وجودات علمی و ذهنی از وجودات عینی.
خلاصه بحث کلّی
کلّی بما هو کلّی در خارج وجود ندارد. کلیت، اشتراک و عموم از معقولات ثانیه منطقی هستند؛ یعنی مفاهیم ذهنیاند برای اشیاء در ذهن. همین طور است جزئیت، شخصیت، دلیل بودن و ...
معقولات ثانیه فلسفی اعمّاند از معقولات ثانیه منطقی. آنها وصف اشیاءاند در خارج، امّا نه اینکه ما بازاء خارجی داشته باشند؛ منشأ انتزاع آنها ما بازاء خارجی دارد.
قدر مسلّم اینکه تصوّر کلّی داریم و آن غیر از تصوّر جزئی است. اصلا برای تصورات کلّی الفاظ جداگانه داریم. میدانیم که یک تصور کلّی است و یکی دیگر جزئی است. ولی یک تصور کلّی، خودش یک وجود جزئی است. امّا این چگونه است که این امر جزئی بر کثیر صدق میکند؟ تصور جزئی است، متصوّر کلّی است؛ این چطور است؟
شیخ میگوید: کلّی بودن همان قابلیت تطبیق آن تصوّر بر کثیرین است. مثلًا خود تصوّر تصوّر، نسبت به تصورات دیگر کلّی است و آن تصورات (مثل تصور انسان، بقر، شجر و ...) نسبت به آن جزئی هستند.
گفتیم که این حرف صحیح نیست. مسأله مهم در کلّی جامعیت کلّی است. عمده این است که وقتی ذهن ما کلّی را تصور میکند در آن واحد جمیع افراد را تصوّر