مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - برهان فصل و وصل
«جوهر یمکن أن یفرض فیه خطوط ثلاثة متقاطعة»، یا به اصطلاح همانی که اکنون فضا را پر کرده است؛ و در عین این فعلیت، امکان شدن چیز دیگری هم در او هست. پس الآن دو چیز وجود دارد: یکی فعلیت، و دیگری قوه. این همان برهان قوه و فعلی است که اقامه میکنند. حیثیت فعلیت غیر از حیثیت قوه است؛ پس این مرکب است از فعلیت و قوه یعنی امکان شدن چیز دیگر غیر از اینکه هست. هزاران امکان در این هست ولی این یک فعلیتی است که دارای این امکانهاست.
لاجرم دو چیز هست: یکی آن فعلیت (جوهر یمکن أن یفرض فیه خطوط ثلاثة متقاطعة) و یکی امکان شدن چیز دیگری.
پس این ماده اولی نیست. این که یک فعلیتی است دارای امکان، ماده ثانیه میشود و ماده اولی همان نفس امکان شدن میباشد. نفس امکان شدن، همان امری است که از جمله امکانات شدنش یکی این است که همین فعلیت بشود و باز امکان یک فعلیت دیگری پشت سرش است. این برهان قوه و فعلی است که آقایان اقامه میکنند تا ببینیم چه اشکالی دارد [١].
برهان فصل و وصل
حال شیخ برهان دیگری را که اینها اقامه کردهاند به نام «برهان فصل و وصل» در اینجا ذکر میکند. حاجی در منظومه این را خیلی مفصلتر ذکر کرده است. اکنون ما رسیدهایم به آنچه که شیخ اشراق و اینها همه قبول دارند یعنی به واقعیتی که آن را «واقعیت جرم» مینامیم. این واقعیت جرم، حقیقتش این است که جوهری است قابل ابعاد سهگانه، و به تعبیر دیگر امتداد سه گانه است نه چیزی دارای امتداد؛ خودش عین امتداد است، یک کشش است، یک واقعیت کشش است که به آن «واقعیت اتصالی» هم میگویند، به این معنا که یک اتصال جوهری است، یک امتداد جوهری و
[١].- این مطالبی که شما فرمودید انتزاعی است.
استاد: نه، واقعی است، دلیلش این است که شیء از آن جهت که چیزی است غیر از شیء است از آن جهت که میتواند چیزی دیگر شود. اولی یک واقعیت است و حیثیت بالفعل است ولی دومی امکان شدن شیء دیگر و حیثیت قبول است، حیثیت قبول و نداشتن ولی امکان را داشتن است.