مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٦ - عوامل سعادت
جسم خود باید جستجو کند یا در روح خود؟
و خامساً، آیا عامل سعادت در اختیار بشر است یا از اختیار او خارج است؟
اینها مسائل زیادی است که همواره مورد توجه بشر بوده است. برخی به کلّی اظهار یأس و نومیدی کرده و با بدبینی تمام گفتهاند سعادت موهوم محض است زیرا حیات و زندگی و بلکه هستی شرّ است، علیهذا امکان ندارد بشر چهره سعادت را ببیند، عامل یا عواملی که بتواند این مطلوب را به بشر برساند وجود ندارد. بدبینان جهان این نظر را انتخاب کردهاند.
برخی دیگر گفتهاند: چنین نیست. علّت بدبختی آن کس که بدبخت است این است که سرچشمه سعادت را پیدا نکرده است. به سر چشمه سعادت میتوان دست یافت. با دست یافتن به سرچشمه سعادت میتوان سعادتمند شد. و امّا اینکه آن سرچشمه کجاست؟ برخی مدعی شدهاند که: سرچشمه سعادت را تنها در درون خود باید جستجو کرد. هر چه انسان خود را از بیرون بیشتر بینیاز کند و متوجه عوامل درونی گردد بیشتر و بهتر از سرچشمه سعادت سیراب خواهد شد. آنچه مایه خوشی است عوامل درونی و روحی است، عوامل بیرونی باعث رنج و درد میباشند و آدمی به غلط دنبال آنها میرود و از همین جا رنج و بدبختی پیدا میشود. این دسته قناعت و استغنا و پرهیز از عوامل مادّی و دنیای بیرون را شرط اوّل سعادت میدانند.
در میان یونانیان طبقهای از فلاسفه که به نام «کلبیون» معروفند و معروفترین آنها «دیوژن» است از این دسته به شمار میروند. در میان فلاسفه مشرق زمین این طرز تفکر در هند بیشتر از همه جا ریشه دوانیده است. در فلسفه «بودا» تا حدّ زیادی این طرز تفکر نمایان است.
گروهی دیگر سعادت را تنها در عوامل مادی خارجی جستجو میکنند. مدعی هستند انسان جزئی از این جهان است و تحت تأثیر عوامل دیگر و نیازمند به آنهاست، تنها با استفاده از آن عوامل است که میتواند به حیات خود ادامه دهد و از لذتهای جهان بهرهمند گردد. آنچه انسان از ناحیه شخص خود دارد تنها نیازمندی و حاجت است و این حاجتها اگر برآورده نشود بدبختی و رنج میآورد. آن چیزی که حاجتها را رفع و نیازمندیها را برطرف [میکند] و موجب و موجد لذت است مواهب و مخلوقات جهان است. لذتی که منشأ خارجی نداشته باشد و از درون خود آدمی بجوشد وجود ندارد. لذت در نتیجه نوعی انفعال و تأثّر عصبی از برخی عوامل پیدا