مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٠ - موافق و مخالف
مقوله کیف هستند و از خودشان جنس و فصل علیحدهای دارند. از این جهت اگر ما نگاه کنیم باید تحلیل شود که اینها دو جنس هستند یا دو نوع؛ و خواهیم دید که اینها انواع هستند نه اجناس. پس شما نمیتوانید نقض کنید که اینها در عین اینکه جنس هستند با یکدیگر تضاد دارند.
موافق و مخالف
«موافق» و «مخالف» نیز چنین است. بعضی خیال کردهاند که «موافق» و «مخالف» دو مفهوم متضادند، دو مفهومی که جنس مفاهیم دیگر نیز هستند، یعنی در عین اینکه جنساند متضاد نیز میباشند، انواع موافقها و انواع مخالفها داریم. شیخ میگوید: در این موارد، این افراد میان عرضی و ذاتی اشتباه کردهاند. اینها خیال کردهاند «موافق» و «مخالف» دو عنوان و دو ماهیت جنسی هستند برای انواع خودشان؛ در صورتی که نسبت اینها به افرادشان نظیر نسبت ابیض است به افراد خودش (این تعبیر را شیخ نکرده است ولی ما به عنوان مثال میگوییم). ابیض ذاتی افراد خودش نیست، یعنی از قبیل نسبت حیوان با افرادش نمیباشد. و لهذا مقولات متعدد تحت عنوان «موافق» و «مخالف» جمع میشوند. مثلًا دو کیفیت ممکن است با یکدیگر موافق باشند و ممکن است مخالف باشند؛ دو اضافه ممکن است با یکدیگر موافق یا مخالف باشند؛ دو جوهر ممکن است با یکدیگر موافق یا مخالف باشند. پس اگر دو مفهومی در مورد [مقولات] مختلف صدق کند دلیل بر این است که نسبت به افراد خودشان عرضی هستند نه ذاتی. پس اینها جنس نیستند که بگوییم در عین حال بینشان تضاد هم هست. حق این است که اینها دو امر متضایفند و تقابلشان از قبیل تقابل ابوّت و بنوّت است (البته شیخ این مطلب را در اینجا نمیگوید). شیخ در اینجا از نظر عبارت خیلی شرح و بسط میدهد و مثالها ذکر میکند که دیگر مهم نیست.
پس قاعدهای که ما ذکر کردیم که در تضاد شرط این است که دو امری باشند که بخواهند حالّ در موضوع واحد شوند و شأنیت حلول در موضوع واحد را داشته باشند و در جنس قریب با یکدیگر شرکت داشته باشند و اختلافشان در فصل قریب باشد، با چنین مثالهایی نقض نمیشود.