مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٤ - فرض تباین وحدتها
میبرد و معدوم میکند، و حال آنکه یقین داریم که آن دو وحدت معدوم نشده است.
وقتی دو گردو داریم و گردوی سومی اضافه شود، آیا این گردوی سوم آن دو گردوی اوّل را که یک گردو و یک گردو بود از بین میبرد؟ آن دو وحدت را از بین میبرد؟ نه، آن دو وحدت از بین نرفته، فقط یک وحدت دیگر اضافه شده است. تازه اگر این وحدت سوم ثنائیه را از بین ببرد و فاسد کند، پس ثنائیهای که وحدت به آن ضمیمه شده تا با وحدت شما ثلاثیه شود، همان ثنائیه نیست، پس چرا میگویید ثنائیهای در ثلاثیه است؟ همین قدر که قائل شدید ثنائیهای در ثلاثیه هست، معنایش این است که همان وحدتها هستند و یک وحدت دیگر هم به آنها ضمیمه شده. «بل الثنائیة بمقارنة الوحدة إیاها لا تصیر مباینة فی الذات للثنائیة بوجودها (یعنی مع وجودها) غیر مقارنة للوحدة» ثنائی با وحدت با ثنائی بدون وحدت دو چیز نیست. «فإنّ الوحدة لا تتغیر بالمقارنة حالا». میشود که «لا یغیر» باشد، چون «حالا» دارد. البته میشود «حالا» را [از نظر نحوی] «حال» بگیریم. اگر بگوییم «لا یغیر بالمقارنة حالا» معنایش این میشود که به سبب مقارنت حالی را عوض نمیکند. اگر بگوییم «لا تتغیر بالمقارنة حالا» یعنی حالش عوض نمیشود، و حالا «تمیز» میشود، یعنی «لا تتغیر من حیث حالا».
و بالجملة إذا کانت الوحدات متشاکلة و الترکیب واحدا کانت الطبیعتان متّفقین، إلّا أن یعرض شئ یغیر و یفسد، و لا یجوز أن لا تکون الوحدات متشاکلة، فإنّ العدد یحدث من وحدات متشاکلة لا غیر.
اگر ما وحدتهای متشاکل داشته باشیم و ترکیب واحد باشد، یک نوع ترکیب داشته باشیم، [آن دو طبیعت یکی هستند] و دیگر تغییر نمیکند و اجزاء عوض نمیشود [مگر اینکه چیزی عارض شود و فساد ایجاد کند]. حال اگر کسی بگوید که این مطالب همه بر اساس این است که شما بگویید وحدتی که در ثنائیه هست عین وحدتی است که در واحد هست و ثنائیهای که در ثنائیه اولی هست عین ثنائیهای است که در ثلاثیه هست، در حالی که آنها غیر این را میگویند، شیخ میگوید آنها بگویند ولی این حرف معنی ندارد.
علی أنّ قوما منهم یقولون إنّ الثنائیة یلحقها من حیث هی ثنائیة وحدة غیر وحدة الثلاثیة، فکذلک تکون وحدة الثنائیة غیر وحدة الثلاثیة.
در رابطه عدد و وحدت، ما دو نوع وحدت داریم: یکی اینکه هر عددی که از