مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - تخلخل و تکاثف در کل عالم طبیعت
دائما در ابعاد خودش رو به افزایش میباشد یعنی دائما عالم تخلخل پیدا میکند و دائما بر حجم عالم افزوده میشود و بر حجم همه چیز به طور تناسب و علی السویه افزوده میشود. معنایش این است که این کتاب هم از ساعت اولی که ما آمدیم با الآن حجمش یکی نیست، بیشتر شده است. اگر بگوییم چنانچه حجم این بیشتر شده است پس چرا ما نمیبینیم؟ میگویند: شما وقتی میتوانستید ببینید که بتوانید مقایسه کنید.
اگر این به حجم خودش باقی بود، آن هم به حجم خودش باقی بود، شما و چشم شما هم به حجم خود باقی بود و همه چیز به حجم اولش باقی بود، میتوانستید احساس بکنید؛ ولی چون همه به یک نسبت به حجمشان افزوده میشود- کما اینکه اگر عالم دائما در حال تکاثف باشد- قابل احساس نیست.
و لهذا مثلًا ببینید در حرکت به طور کلی اینطور است. حرکت وقتی قابل احساس است که یک ساکنی در کنار باشد، یا لااقل اختلاف حرکتی در کار باشد. وقتی که این در و دیوار ساکن هست، من با اتومبیل، با اسب، با پای پیاده از کنار این دانشکده رد میشوم، این حرکت احساس میشود. اما اگر من حرکت کنم، همراه من هوای مجاور من هم حرکت کند، همراه هوای مجاور این دیوار هم حرکت کند، این در دانشکده هم حرکت کند، کوچه هم حرکت کند، دیگر حرکت احساس نمیشود مگر در بیرون این محیط؛ مثل اینکه در داخل کشتی که همه با هم حرکت میکنند احساس حرکت نمیشود مگر از بیرون کشتی و در مقایسه با اشیاء ساکن، با دریا. حالا اگر دریا و هوای مجاور کشتی هم حرکت کند، حرکت کشتی هم احساس نمیشود. مثل خود حرکت زمین. چرا حرکت زمین را بشر احساس نمیکند؟ برای اینکه زمین حرکت میکند با همه توابع و همه متعلقاتش؛ چون همه با هم حرکت میکنند هیچ حرکتی احساس نمیشود. ولی کسی که خودش را در بیرون زمین قرار دهد میبیند که زمین با همه توابعش چگونه دارای حرکت است.
البته در خصوص حرکت مکانی یک مسأله خوبی هست. اگر چه از بحث خارج میشویم ولی اجمالا مطرح میکنیم و آن اینکه آیا اگر همه چیز حرکت مکانی داشته باشد واقعا همه حرکت دارند و ما احساس نمیکنیم؟ یا حرکت مکانی استثنائا اینطور است که اگر همه چیز حرکت کند هیچ چیز واقعا حرکت نمیکند؟ یعنی در حرکت کمّی اینجور نیست؛ در مورد همین تخلخل و تکاثف واقعا قابل فرض است که در آن واحد همه اجزاء عالم تخلخل پیدا کنند و به ابعادشان افزوده بشود ولی ما احساس نکنیم، یعنی