مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - سعادت و لذّت
حق این است که از یک نظر هر دو وجودی و اثباتی و ایجابی هستند و تقابل آنها از قبیل تضادّ است، و از نظر دیگر سعادت وجودی و شقاوت عدمی است. این دو نظر بعداً تشریح خواهد شد.
سعادت و لذّت
بدیهی است که میان سعادت و لذت و هم میان شقاوت و رنج ارتباط کامل برقرار است. آنجا که سعادت است لذت و خوشی هم هست و آنجا که شقاوت است رنج و الم و ناراحتی هم هست. امّا آیا میتوانیم سعادت و لذت و همچنین شقاوت و رنج را یکی بدانیم و بگوییم سعادت یعنی لذت، نیل به لذت همان نیل به سعادت است و تحمّل رنج عین شقاوت است؟ البته نه.
برای اینکه لذت و همچنین رنج حالات روانی خاصی هستند که به موجبات خاصی پدید میآیند. ممکن است لذتی باشد که به دنبال خود رنجی را بکشاند و ممکن است رنجی باشد که مقدمه لذتی بوده باشد. ممکن است نیل به لذتی سبب شود که لذتهای مهمتر و بزرگتری فوت گردد و یا رنجی سبب گردد که جلو رنجهای مهمتر و بزرگتری گرفته شود. در همه این احوال لذت، لذت است و رنج، رنج؛ یعنی لذتی که مثلًا مستلزم رنج بزرگتری در آینده هست یا سبب فوت لذّت بزرگتری در حال حاضر یا در آینده هست واقعا لذت است، و همچنین رنجی که مقدمه لذت بزرگتری در آینده است و یا مانع رنج بزرگتری در حال حاضر یا آینده است واقعا رنج است؛ اما این گونه لذتها سعادت نیستند و این گونه رنجها شقاوت به شمار نمیروند.
آن لذت، سعادت شمرده میشود که مانع لذت بزرگتر و یا موجب رنج بزرگتری نباشد، و آن رنج شقاوت شمرده میشود که مانع رنج بزرگتر و یا مقدمه لذت بزرگتر نباشد. از این رو لذت و رنج، دائر مدار مطبوع و نامطبوع بودن یک چیز میباشند، و سعادت و شقاوت دائر مدار مصلحت بودن و مصلحت نبودن میباشند. لذت بخش بودن و لذت بخش نبودن چیزی مربوط است به یک قوه و استعداد خاص و یا به یک عضو خاص در وجود انسان، اما مصلحت بودن و نبودن مربوط است به مجموع قوا و استعدادها و جمیع شؤون جسمی و روحی انسان. مطبوع و نامطبوع بودن تنها به زمان حال تعلّق دارد اما مصلحت بر زمان حال و زمان استقبال یکسان گسترده است. انسان