مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣ - روابط فلسفه و علوم
نمیگیرد و هر دو وجه باطل است.
امّا اینکه ممکن نیست جزء مسائل سایر علوم قرار گیرد [١] برای اینکه سایر علوم یا خلقی است یا سیاسی یا طبیعی یا ریاضی یا منطقی، و علم دیگری غیر اینها در میان علوم حکمی نداریم که بتوان فرض کرد مسأله وجود خداوند در آن علوم اثبات شود. در هیچیک از آن علوم درباره مسأله وجود خداوند بحث نمیشود و صحیح هم نیست بحث شود، و تو با در دست داشتن اصولی که قبلًا دانستهای میتوانی علّت این را دریابی.
امّا اینکه ممکن نیست در هیچ علمی اثبات نشود و در ردیف مسائل هیچ علمی قرار نگیرد، برای اینکه باید چنین فرض کنیم که این مسأله جزء مسائل و مطالبی نیست که بشر باید جستجو کند و آن را کشف کند، یا از آن جهت که واضح و بدیهی است و نیازی به تحقیق ندارد و یا از آن جهت که امکان تحقیق علمی ندارد. از بدیهیات که نیست (چنانکه واضح است)، غیر قابل تحقیق هم نیست، زیرا میتوانیم برهان بر آن اقامه کنیم و با برهان آن را اثبات کنیم. به علاوه چیزی که در هیچ علمی قابل تحقیق نیست چگونه در یکی از علوم، موضوع و مفروض الوجود گرفته میشود؟ باقی ماند اینکه بحث در مسأله وجود خداوند در این علم صورت گیرد.
[١]. عطف به حاشیه ص ٢٣٨، صدرالمتألّهین علّت عدم امکان را همان ذکر میکند که در حاشیه ص ٢٣٨ درباره آن بحث کردیم. خلاصه سخن صدرا در اینجا این است که مسأله هر علمی عبارت است از قضیهای که [عرض] ذاتی از موضوع علم برایش اثبات شده است، و عرض ذاتی آن چیزی است که لذاته عارض موضوع شده باشد یا به خاطر معنی مساوی با او؛ و از طرف دیگر موضوع مسأله یا عین موضوع علم است یا نوع آن و یا عرض ذاتی موضوع علم یا عرض ذاتی نوع موضوع علم*؛ و از طرف دیگر بحث مقوّمات ماهیت یا وجود موضوع یک علم نمیتواند داخل در مطالب و مسائل آن علم باشد، و چون مبدأ کل موجودات با هر موجودی نسبت دارد (مقوّم وجود همه اشیاء است) پس بحث در او نمیتواند جزء بحث در یک علم جزئی قرار گیرد همچنانکه خود او نمیتواند موضوع یک علم جزئی واقع شود.
ولی ما قبلًا حقیقت این بیان را روشن کردیم.
* (معنی این سخن این است که خود عرض ذاتی نوع موضوع علم نمیتواند از مطالب و مسائل علم باشد ولی محمول و عارض او احیانا میتواند از مسائل و مطالب علم باشد یعنی میتواند عرض ذاتی موضوع علم باشد و این غریب است.)