مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٥ - فرض تباین وحدتها
وحدت تألیف شده، وحدات مقوّم آن عدد هستند؛ یعنی اگر ما عدد «دوتایی» را بسنجیم، حقیقت آن چیزی نیست إلّا وحدة و وحدة، ماهیت «دوتایی» یعنی وحدة و وحدة. پس این وحدتها مقوّم حقیقت «دوتا» است. در عین حال یک وحدتی هم عارض بر همین وحدتها میشود؛ در واقع وحدتی عارض وحدت شده است؛ چون این دو وحدت وقتی تشکیل ثنائیه دادند ماهیت خاصی اعتبار شده که باز وحدت عارضش میشود، چرا؟ برای اینکه وقتی عدد «دوتایی» را تشکیل دادیم، عددی که حقیقتش وحدت و وحدت است، باز خود دوتایی متصف میشود به وحدت و ثنائیه و ثلاثیه؛ یعنی یک دوتایی، دو دوتایی، سه دوتایی. وقتی میگوییم یک دوتایی، یعنی دوتایی متصف به وحدت؛ و وقتی میگوییم دو دوتایی، یعنی دوتایی متصف به دوتایی؛ یک دوتایی عارض است و یک دوتایی معروض. این خود یک نکته دقیقی است که در باب ماهیت هم مکرر مطرح شده است. ما در باب ماهیت قبلًا خواندیم که هر ماهیتی در ذات خودش لیست إلّا هی، یعنی در مرتبه ذاتش هیچ چیزی را ندارد. لیست الماهیة من حیث هی إلّا هی، لا موجود و لا معدوم، لا واحد و لا کثیر. اگر ما نظر به ماهیت «عشره» که خود یک عدد و یک ماهیت است بیندازیم، این ماهیت لابشرط است از هر چیزی غیر از ذات خودش، از آن جمله لابشرط است از وحدت و کثرت. پس در طبیعت عشره نیامده که واحد باشد و چنین نیست که وقتی میگوییم [١٠] یعنی یک ده تا. البته این را با تعبیرات عرفی نباید اشتباه کرد. در تعبیرات عرفی وقتی که ما شیئی را به کار میبریم قرینه همیشه دلالت بر وحدت میکند. امّا اینکه قرینه دلالت بر وحدت کند غیر از این است که وحدت در خود آن طبیعت اخذ شده باشد. در عرف مثلًا اگر کسی به دیگری بگوید من ده تومان به شما میدهم، گیرنده نمیتواند در اینجا فیلسوف شود و بگوید: الماهیة من حیث هی لیست إلّا هی، این حرف اطلاق دارد، شامل یک ده تومان میشود، دو ده تومان میشود، صد ده تومان میشود، یک میلیون ده تومان هم میشود، باید قرینه پیدا کرد که مقصود چیست. نه، عرف از این جمله «یکی» را میفهمد. وقتی گفت «من ده تومان پول میدهم» یعنی یک ده تومان [١].
[١]. سؤال: یا منظورش همان ده تا یک تومانی است؟
استاد: نه، ده تا یک تومانی غیر از یک ده تومانی است. کسی که میگوید عشرة واحدة یا مثلًا میگوید عشرة تومان، غیر از این است که بگوید ده تا یکی یکی جدا از هم. کسی که میگوید عشرة واحدة، ده تا را به صورت یک عدد اعتبار میکند. از نظر عرف، در این موارد، در غیر عدد هم به همین ترتیب است. مثلًا وقتی کسی گفت «من به تو