مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٣ - هوهویت و وحدت
است، و با مدعای خود شیخ هم چندان جور درنمیآید [١].
مواردی که عرض کردم مربوط به مطالب شیخ در اینجا بود. آنچه که لازم است در اینجا بگویم و با فلسفههای امروز خیلی تماس دارد و مسأله مهمی هم هست، این مسأله است: بنای کلام شیخ بر این است که هر چه حقیقتا وجود دارد حقیقتا وحدت دارد، و هر چه حقیقتا وحدت دارد حقیقتا وجود دارد. پس اگر چیزی واقعا وحدت ندارد واقعا وجود ندارد یعنی وجودش امری اعتباری است. بنابراین بنای کلام شیخ و قدما بر این مطلب است که وجود و وحدت متساوق و همدوش یکدیگرند یعنی مصداقا متساویند، نه به این معنی که مفهوما مترادفند. فرق است میان دو کلی متساوی که مصداقا با هم متساویند- یعنی کل ما یصدق علیه هذا یصدق علیه ذاک و کل ما یصدق علیه ذاک یصدق علیه هذا- و بین دو کلی که مفهوما مترادفند و اختلافشان فقط در لفظ است. شیخ در اینجا میگوید: اشتباه نکنید، ما میگوییم وجود وحدت متساوقند نه مترادف؛ اینها مفهوما یکی نیستند، مفهومشان دوتاست. ما از «وحدت» یک معنا میفهمیم و تصور میکنیم و صورت ذهنی «وحدت» برای ما یک صورت ذهنی است و صورت ذهنی «وجود» برای ما صورت ذهنی دیگر، و آنهایی که خیال کردهاند یک مفهومند اشتباه کردهاند. همین جاست که عرض کردیم شیخ جملهای میآورد که قابل خدشه است. مدعا درست است امّا استدلالی که در این زمینه میکند قابل خدشه است.
هوهویت و وحدت
میگویند: هوهویت از لواحق وحدت است. هر جا که وحدت هست هوهویت هم هست، و هر جا که وحدت نیست هوهویت هم نیست؛ و اگر در جایی کثرت مطلق باشد قهراً هوهویت هم در آنجا نمیتواند وجود داشته باشد. پس با این حساب ما نمیتوانیم این چند چیز را از یکدیگر جدا کنیم: وجود و وحدت را عملا نمیتوانیم
[١].- اگر افراد کثیر حقیقی است، کثیر هم که از واحدها به وجود آمده حقیقی است.
استاد: واحدها حقیقیاند ولی کثیر حقیقی نیست و کثیر بماهو کثیر امری اعتباری است. کثرت اعتباری است و وجود کثیر بماهو کثیر هم اعتباری است والّا افرادش که مسلّما حقیقی است.