مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - غایت داشتن مشروط به شعور نیست
شما بیایید با یکدیگر ازدواج کنید؛ به زن میگفتند تو نه ماه این بچه را در رحم خود نگاه دار، بعد وضع حمل کن، بعد بچه را نگاهداری کن و سالها زحمت این بچه را بکش برای اینکه میخواهد نوع انسان ادامه پیدا کند، میگفتند میخواهیم هرگز ادامه پیدا نکند؛ همان نسل اول نوع انسان منقرض میشد. ولی وقتی این لذتها را در دستگاه ادراکی انسان قرار دادند، اصلًا خود این کارها برای انسان هدف میشود و او به خیال خودش دارد ازدواج میکند که لذت بیشتری از زندگی ببرد و میگوید زندگی همینهاست و لذت زندگی در همینهاست؛ ولی خودش نمیداند که الآن در استخدام طبیعت است و طبیعت به این شکل او را استثمار و استخدام کرده برای هدفهایی. این است که در عقل عملی انسان- یعنی دستگاه فکری مربوط به عمل انسان که بایدها و نبایدها، خوب و بدها، اینکه اینجا لذت است آنجا رنج است از آن حاصل میشود- تمام اینها یک سلسله اموری است که برای انسان ضروری است. انسان تا این لذتها و رنجها در کامش نباشد هرگز دنبال رفع نیازهای طبیعت نمیرود.
پس در اینجا ما دو مطلب را گفتیم: یکی اینکه نقش رویه در انسان- در مقابل حیوان و در مقابل نبات و در مقابل جماد- این است که در میان چند غایتی که برای انسان مطرح است انسان یکی از آنها را انتخاب میکند، ولی حیوان که رویه ندارد و انتخاب در وی نیست تغییر مسیر میدهد اما انتخاب و ترجیح و محاسبه و اصلح را برگزیدن برای حیوان مطرح نیست. در نبات نیز چند غایت ممکن است پیش بیاید که در اثر ویژگیهای طبعی به سوی یکی میرود. در جمادات نیز یک غایت بیشتر نیست.
جماد دارای وتیره واحد است.
مطلب دوم اینکه دستگاه فکری انسان در استخدام دستگاه طبیعی انسان است؛ یعنی طبیعت است که برای هدفهای خودش میخواهد حرکت بکند و این دستگاه فکری و این موجود متحرک بالاراده را استخدام میکند.
شیخ میگوید: اگر ما طبیعتی را در نظر بگیریم که اصلًا غایت ندارد، فقط فکر و رویه وجود دارد، آیا فکر و رویه میتواند طبیعت غیر ذیغایت را ذی غایت کند؟ نه، اصولا غایت داشتن به فکر داشتن مربوط نیست. کار فکر این است که طبیعت که غایت دارد و چند غایت دارد، یکی از آنها را انتخاب کند. لهذا اگر ما موردی را در نظر بگیریم که انسان هم مانند جمادات در آن مورد یک غایت بیشتر پیش رو نداشته باشد و غایات دیگری نباشد که بخواهد انتخاب کند، قهراً احتیاجی به رویه ندارد، بدون