مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٤ - بیان مرحوم شیخ و مرحوم آخوند در مورد « عبث »
میکنید این غایت، غایتی دارد و آن غایت هم غایتی دارد و ... در واقع اگر دقت کنیم میبینیم که آن غایات غیرمتناهیه، غایات بالعرضاند نه غایات بالذّات. مثلًا هر انسانی مقدّمه است برای انسان دیگر و او هم مقدّمه است برای انسان دیگر و ... الخ و بالأخره ما به انسان نهایی نمیرسیم که خلقت آدم برای این انسان نهایی بوده است. پس طبیعت در اینجا چه غایتی دارد؟ جواب این است که غایت خلقت انسان، فرزند داشتن او نیست. هدف طبیعت در هر نوعی ایجاد و ابقای آن نوع توسّط خود اوست ولی نوع در طبیعت نمیتواند در یک فرد به صورت ابدی وجود داشته باشد؛ پس افراد، مقدمه نوع هستند نه اینکه فردی مقدّمه فرد دیگر باشد؛ و نوع هم همیشه حاصل است.
حلّ اشکال غایت در مورد شرور: شیخ میگوید شرور از نوع غایت بالعرض دائمی (در مقابل اتفاقی) یعنی از جمله امور قسم سوم از سه قسم سابق الذکر است مانند رنگ خاص داشتن آهن در مورد شمشیر. در باب شرور این سؤال مطرح میشود که ماهیت شرور چیست؟ آیا شرور به امور وجودی باز میگردد یا به امور عدمی؟ آیا موجودات از آن جهت که موجودند به شرّ و خیر تقسیم میشوند یا از آن جهت که عدم و نیستی دارند و یا منشأ عدم و نیستی میشوند منتهی به شرّ میگردند؟
مثلًا زلزله از آن جهت که منشأ سلب حیات از عدّهای میشود شرّ است، و یا خود مردنها را از جهت اینکه سلب حیات و صحّت هستند «شرّ» میگوییم.
امّا مطلب به صرف همین موضوع حل نمیشود زیرا این سؤال مطرح میگردد که چرا جای این اعدام را وجود نمیگیرد؟ چرا به جای موت، حیات نیست؟ چرا ...؟
جواب این است که اینها از لوازم وجود اشیائی است که وجودشان خیر است؛ یعنی وجود آنها مقارن است با این نیستیها، که در اینجا تفکیک اینها از یکدیگر محال است. پس امر دائر است بین اینکه آن خیرها نباشد تا این شرها هم نباشد یا اینکه هر دو باشند. مثلًا نظام مادّی، تکامل موجودات مادّی را اقتضا میکند. مرکبات باید باشد. اینها عناصر میخواهند؛ یعنی برای اینکه مرکبات به وجود بیایند عناصر لازم است؛ همین عناصرند که منشأ این خیراتند و هر عنصری در ذات خود لوازم و خواص و آثاری دارد. همین آتش که خود نقش اساسی در عالم دارد که اگر آن را بگیریم خیلی