مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - الفصل الأوّل فی ابتداء طلب موضوع الفلسفة الأولی لتتبین إنّیته فی العلوم
و گفته شد که در حکمت نظری هدف و منظور نهائی و غائی، کمال یافتن قوه نظر و تفکر (استعداد تأمّل در حقایق و کشف آنها) است تا مرتبه عقل بالفعل برای نفس تحقّق یابد به این نحو که درباره امور غیر اختیاری، یعنی اموری که ماهیت آنها این نیست که اعمال و افعال اختیاری ما هستند، تصورات و تصدیقاتی حاصل شود. علیهذا هدف و غایت از حکمت نظری پیدایش فکر و عقیده است، امّا فکر و عقیدهای که به کیفیت عمل اختیاری انسان و یا کیفیت مبدأ نفسانی عمل انسان مربوط نیست. و در حکمت عملی هدف اولی کمال یافتن قوه نظر و تفکر از راه حصول تصورات و تصدیقات درباره اعمال اختیاری انسان است، امّا هدف ثانوی و غائی از حکمت عملی کمال یافتن قوه عملی به سبب یک سلسله ملکات اخلاقی است.
و هم گفته شد که علوم نظری منحصر در سه بخش است: طبیعی، تعلیمی (ریاضی)، الهی [١]. موضوع علوم طبیعی «جسم» (شیء مرکب از ماده و صورت) است
و مخلّ به اجتماع انسانی است دشمن میدارد و از آنها متنفّر است. راستی و امانت و درستی و عفاف و تقوا و حیا و مروّت و جود و کرم و عدالت به همین دلیل زیباست و دروغ و خیانت و شهوت پرستی و بیبندوباری و بیشرمی و نامردی و بخل و امساک و ستم به همین دلیل نازیبا و منفور است. آن حسّی که این امور را درک میکند همان است که «وجدان باید» نامیده میشود. ریشه وجدان اخلاقی همین است. در واقع باید گفت که عقل عملی انسان- یعنی همان چیزی که به قول بوعلی ماهیتش از نوع عقل نیست بلکه لفظ «عقل» بر آن اصطلاح شده است- متوجّه تدبیر زندگی بدنی است ولی این توجّه تنها متوجّه تدبیر زندگی فردی و نفسانی نیست، متوجّه زندگی اجتماعی هم هست، از این رو به برخی از هدفهای اجتماع انسان عشق میورزد و از اضداد آنها متنفّر است.[١]. قبلًا گفتیم که قدما هر یک از حکمت نظری و حکمت عملی را به سه قسم تقسیم میکنند.
حکمت نظری تقسیم میشود به: الهی، ریاضی، طبیعی؛ و حکمت عملی تقسیم میشود به: اخلاق، تدبیر منزل، سیاست مدن. اکنون میخواهیم مبنای تقسیم حکمت نظری را به اقسام خودش ذکر کنیم. در اینجا از آنچه که شیخ در اول منطق بیان کرده و صدرالمتألّهین در اوایل تعلیقات شفا آن را نقل کرده با تلخیص و توضیحی کمک میگیریم.
اشیائی که وجود آنها به اختیار ما نیست، در تقسیم اوّلی بر دو قسماند: یک قسم آن است که وجودش میتواند با حرکت همراه باشد، قسم دیگر آن است که امکان معیت با حرکت در آنها نیست مانند وجود باری و عقل.