مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - الفصل الثامن فی الحدّ
الفصل الثامن فی الحدّ
شیخ در مباحث «ماهیت» خیلی بحث کرده است و البته مطالب زیاد مهمّی هم نیست.
قبلًا بحثی داشتیم که اجزاء حدّ چگونه بر محدود حمل میشوند و حال آنکه حدّ و محدود عینا یک چیزند و جزء بر کلّ حمل نمیشود. اکنون در اینجا بحث از مناسبت بین حدّ و محدود است: حدّ و محدود گاهی متساویند و گاهی حدّ زائد بر محدود است؛ گاهی اجبارا در حدّ یک شئ چیزی وارد میشود که جزء ذات شئ نیست (زیادة الحدّ علی المحدود). گاهی اجبارا در حدّ یک شئ یک معنی دو بار وارد میشود و حال آنکه آن چیز در واقعیت محدود دو بار دخالت ندارد. اکنون میخواهیم ضابط این امر را بیان کنیم که چه وقت حدّ و محدود متساویند و چه وقت حدّ زائد بر محدود است و چه وقت یک معنی دو بار در حدّ وارد میشود. شیخ میگوید: حدّ بودن همه حدود یکسان نیست.
در منطق گویند تعریف کردن شئ برای به دست آوردن چیستی شئ است و آن بر دو قسم است: یا «حدّ» است یا «رسم». اگر ذات و کنه را کشف کنیم حدّ است و اگر فقط تمییز از دیگران حاصل شود رسم است. هر یک از حدّ و رسم نیز بر دو قسم است: حدّ تامّ و حدّ ناقص، رسم تامّ و رسم ناقص. امّا در اینجا بحث دیگری هست که در