مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - اولویت غیر از ترتیب است
مشکک است وجود است نه به معنای صدقش بر افراد، چون وجود که کلی نیست که صدق بکند، وجود حقیقتی است که در ذات خودش دارای شدت و ضعف است؛ و شدت و ضعف آمد در متن حقیقت و واقعیت و در ماوراء امور ذهنی.
پس اینجا که مسئله اولویت را مطرح کرده است، از یک نظر با همان بحث مشّائین که قائل به تشکیک بودند و تشکیک را در عرضی میدانستند منطبق میشود؛ یعنی مفهوم موجود یک مفهومی است عرضی مثل همه مشتقات دیگر، که صدقش بر اشیاء یک نوع صدق بالعرض است نه بالذات، و چون صدق بالعرض است پس قابل تشکیک است. لذا مصادیق «موجود بماهو موجود» از آن جهت که مصداق این مفهوم هستند بعضی اولی هستند نسبت به بعضی. ذات واجب الوجود اولی است از موجودات به موجودیت؛ بعد از او عقول مجرده اولی هستند، و بعد از آن صور مجرده- که در صور نفس بر غیر نفس تقدم دارد- و صورت بر ماده تقدم دارد؛ اینکه هیولی بر جسم یا جسم بر هیولی تقدم دارد را در اینجا طرح کرده است؛ همه جواهر بر اعراض تقدم دارند؛ یعنی «موجود» از لحاظ تشکیکی به این ترتیب صدق میکند.
اولویت غیر از ترتیب است
این یک برداشت است غیر از برداشت ترتیب که ابتدا گفتیم و عنوان مطلب است. مسئله ترتیب یعنی تقدم ذاتی. تقدم ذاتی به عالم ذهن مربوط نیست به این معنا که کدامیک اولی است به مصداقیت، یعنی کدامیک تقدم وجودی دارد که فیض وجود از آن به دیگری میرسد.
ولی مسئله اولویت یک مسئلهای است که در مقام صدق میگوییم اگر بنا باشد آن شیء موجود باشد، به طریق اولی این هم موجود است. مثلًا گاهی بین دو شیء تقدم و تأخری نیست ولی اولویت هست. مثلًا اگر یک نفر آدم مقداری فقه خوانده باشد- مثلًا کفایه، رسائل، مکاسب و یک مقدار درس خارج خوانده باشد- بعد کسی بگوید این مجتهد است؛ از طرف دیگر یک نفر دیگر هم باشد که استعدادش از او بیشتر و همه کتابهای فقه را خوانده باشد بعلاوه بسیاری کتابهای دیگر، در اینجا میگوییم اگر فلانی مجتهد باشد، به طریق اولی فلان کس دیگر مجتهد است؛ یعنی اگر این، مصداق مجتهد باشد، به طریق اولی فلان کس مصداق مجتهد است. حالا اینجا میان