مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - تعریف تکامل
نمیافتد. و گاهی موجود ناقص به نحوی است که هر جزء از اجزائش که حاصل شوند اثر و استفادهای بر آن مترتب است، مثل یک خانه که هر اطاقی از آن قابل استفاده است. در مورد نوع اوّل «تمام» به کار میرود و در نوع دوم «کمال». در مورد اسلام به عنوان یک دین، «کمال» به کار میرود [که هر جزئی از اجزای آن مفید است] اما اسلام به عنوان یک نعمت، اسلام تامّ الأجزاء را میگویند و در مورد آن «تمام» به کار میرود.
به نظر خود ما، گاهی موجود «ذوات الأجزاء» است، در این صورت وقتی اجزائش همه حاصل شوند «تمام» میشود (صحبت اجزاء است).
ولی «کمال» در مورد اجزاء نیست، نظر به «کیفیت» است.
مثلًا در جنین، انسان تتمیم میشود، اجزاء همه حاصل میشود، امّا پس از تولّد تکامل پیدا میکند.
موجود که «تمام» میشود ابعادی در «عرض» برای او حاصل میشود. ولی در «تکامل» بر ابعاد «طولی» موجود افزوده میشود. معنی آیه هم همین است. همه اجزاء و قوانین دین اسلام نعمت است و با آخرین دستور، نعمت به حدّ اتمام رسید. مسأله امامت در عین حال یک مسأله کیفی است برای دین. وقتی دین همه اجزاء خود را دارا شد تمام است، امّا امامت بر کیفیت دین میافزاید. پس امامت از آن جهت که دستور است متمّم دین است و از آن جهت که دین را روح میدهد و ترقّی میبخشد، کمال است.
امامت روی دو بعد از ابعاد دین اثر میگذارد، هم تمام نعمت است و هم کمال دین؛ هم گسترش در سطح و در عرض است و هم ترقّی و تعالی در طول.