مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - الفصل الثالث فی الفصل بین الجنس و المادّة
امّا نظر ما این است که بنابر این سخن که اصالت از آن وجود است و ماهیت اعتباری و از هر جهت تابع وجود است، پس تشکیک در ماهیت به تبع وجود اشکالی ندارد. اگر وجود مشکک شد ماهیت هم مشکک میشود. با این حساب به طور کلّی بساط کلیات خمس برچیده میشود؛ اساساً بین جنس و نوع هیچ تفاوتی نیست مگر تفاوت تشکیکی؛ یعنی دو ماهیت یکی است، اختلافشان به شدّت و ضعف است، مخصوصاً در باب فصل که ما یک ماهیت نوعی را ذهنا به جنس و فصلی تقسیم میکنیم، ولی بین ایندو تفاوتی نیست. ماهیت جنس منغمر در ماهیت فصل است، همان طور که وجود جنس منغمر در وجود فصل است. اساساً ماهیت جنس در ضمن ماهیت فصل هست. آنوقت فرق بین جنس و فصل اعتباری میشود. فصل حاوی تمام معنای نوع است. حق این است که همان طور که خود حاجی سبزواری گفته:
«حقیقة النوع فصله الأخیر» یعنی فصل تمام حقیقت نوع است نه جزء حقیقت آن.
گفتیم که ممکن است در فلسفههای دیگر «کلیات» را به این شکل که به جنس و نوع و فصل و عرضی خاص و عرضی عام تقسیم میشود، تقسیم نکنند؛ زیرا گفتیم که این جور تقسیم بندی مبتنی بر یک سلسله مسائل فلسفی دیگر است که چون آن مسائل در این فلسفه مورد قبول است لذا این گونه تقسیمات به وجود آمده است.
بحث در کیفیت وجود مادّه و صورت در خارج: وجود ایندو در خارج به طور انضمامی نیست بلکه به صورت اتّحادی است.