مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٢ - فی إبطال القول بالتّعلیمیات و المثل
تکرار شده، اینها دو امر متغایرند که شما اسمش را «وحدت» گذاشتهاید. پس اینجا دو وحدت است، نه اینکه وحدت اول تکرار شده است.
ببینید! صحبت ما در عدد ترتیبی نیست، در مطلق عدد است. درست است که اگر ما عدد ١ و ٢ و ٣ و ٤ و ٥ را در نظر بگیریم، عدد ٢ به یک معنا دوم هم هست و عدد ٣ سوم هم هست، عدد ٤ و ٥ نیز به همین ترتیب؛ یعنی وقتی ١ را اول بگیریم، ٢ میشود دوم و ٣ میشود سوم؛ امّا خود عدد اثنان از آن جهت که اثنان است با اثنان از آن جهت که ثانی است فرق دارد، چون ثانی بودن مثل آمدن دوم است. ما آمدن اول و دوم و سوم داریم و هر یک از این آمدنها خودش یک واحدی است. ولی صحبت ما در اینجا در اصل عدد است نه عدد ترتیبی. درست است که در اعداد هم هر واحد عددی به ترتیب بعد از عدد دیگری قرار گرفته، امّا ماهیتش غیر از این است. اثنان از آن جهت که «اثنان» نامیده میشود غیر از اثنان است از آن جهت که «ثانی» نامیده میشود. اثنان در ذات خودش واحد است که مکرّر شده است؛ و نیز از آن جهت که خودش یک حقیقت است و میتوانیم آن را به عنوان یک واحد اعتبار کنیم، از آن حیث که بعد از واحد قرار گرفته است به آن «ثانی» میگوییم؛ ولی خود طبیعتش مرکب از دو وحدت است، نه اینکه وحدت عین [وحدتی] است که در اثنین وجود پیدا کرده است.
و هذه المرّة إمّا أن تکون زمانیة أو ذاتیة، فإن کانت زمانیة و لم تعدم فی الوسط فهی کما کانت لا أنّها کرّرت، و إن عدمت ثمّ أوجدت فالموجدة شخصیة اخری، و إن کانت ذاتیة فذلک أبین.
[این «مرتبه» یا زمانی است یا ذاتی.] اگر زمانی باشد و عدم در وسط متخلّل نشده باشد، یک شئ است که امتداد پیدا کرده. اما اگر در بین آن عدم متخلّل شده، مثل اینکه در دقیقه اوّل یک حرکت پیدا شده و بعد ساکن شده و بعد دوباره حرکتی پیدا شده است، در این صورت این وحدت دوم شخص دیگری است، نه اینکه همان وحدت اوّل باشد. اما اگر بگویید که این تقدّم و تأخّر ذاتی است نه زمانی، یعنی اینکه گفتید «هناک مرّة بعد مرّة» منظور بعدیت ذاتی است، مثلًا اثنان که از وحدت و وحدت تشکیل شده و یکی بعد از دیگری قرار گرفته، ذاتا بعد قرار گرفته نه زمانا، در این صورت واضح البطلان است.
در مورد کلمه «أبین» نسخهها خیلی مختلف است. در بعضی کتابها آمده «فذلک آنین» که معلوم است غلط است. در بعضی دیگر «فذلک اثنین» است که این نیز غلط