مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩ - بساطت واجب
این گونه بینونت و تمایز را «بینونت وصفی» مینامند در مقابل «بینونت عزلی»، و البته این اصطلاح متّخذ است از کلام امیر المؤمنین علیه السلام: «توحیده تمییزه من خلقه، و حکم التّمییز بینونة صفة لا بینونة عزلة» [١] و البته تفصیل این مطلب در یک کتاب اصالت وجودی باید مطرح شود نه در کتاب اشارات. ضمنا جواب اشکال دوم نیز معلوم شد: آنچه در شرع انور به عنوان «نفی مماثلت» وارد شده، مقصود نفی مماثلت مصداقی است نه نفی مماثلت در اطلاق مفهوم. مقصود این نیست که اگر کلمهای مثلًا «موجود» یا «عالم» یا «قادر» و امثالها بر غیر خدا اطلاق شود دیگر نباید بر خدا اطلاق شود و اگر احیاناً اطلاق شود باید حتماً معنی و مفهوم دیگری مراد گردد، بلکه نظر به این است که «لم یکن له کفوا احد» [٢] یعنی هیچ چیزی در مرتبه ذات حق نیست؛ یعنی البته خدا موجود است و عالم است و زید- مثلًا- نیز موجود و عالم است، امّا بین این وجود و علم و آن وجود و علم غیر متناهی تفاوت است، یکی محدود و دیگری نامحدود، یکی ضعیف و دیگری شدید، ...
قوله: «فذاته لیس لها حدّ، اذ لیس لها جنس و لا فصل»
شرح: این جمله مختصر خلاصه بحث گذشته است؛ یعنی چون ثابت شد که ذات حق مرکب از ما به الامتیاز و ما به الاشتراک ذاتی نیست، بعلاوه قبلًا ثابت شد که ذات حق ماهیت ندارد، قهراً برای ذات حق نمیتوان «حدّ منطقی» ذکر کرد آن جور که فی المثل در تعریف «انسان» میگوییم: «حیوان ناطق».
[١]. بحار، ج ٤/ ص ٢٥٣.[٢]. اخلاص/ ٤.