مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٧ - تقسیم حرکات به قسری و طبعی
قسری تقسیم میکنند و میگویند وقتی حرکتی مقتضای طبیعت است «لو خلّی و طبعه» یعنی طبیعت بماهوهو قطع نظر از هر عامل خارجی به مقتضای ذات خود آن را انجام میدهد، این حرکت «طبعی» است؛ و حرکت قسری حرکتی است که طبیعت آن را انجام میدهد ولی تحت تأثیر یک عامل خارجی.
در مثالهایی که در قدیم ذکر میکردند میگفتند: اگر ما سنگ را رها کنیم و آن را از تأثیر همه عوامل (آن وقت به عامل جاذبه اعتقاد نداشتند) آزاد بگذاریم، این خود سنگ است که به طبیعت خود پایین میآید، پس حرکتش حرکت طبعی است. ولی اگر ما یک ضربهای به این سنگ وارد کنیم این سنگ میرود بالا، خیلی هم میرود بالا و اگر هوا مانع نشود (به تعبیر بو علی: «لو لا مصادمة الهواء المخروق لوصل الی سطح الفلک») به فلک هم میرسد. حالا چرا سنگ رو به بالا میرود؟ چه بنا بر نظر قدما که میگفتند سنگ به طبع خودش پایین میآید و چه بر مبنای جدید که میگویند جاذبه سنگ را پایین میآورد، این سؤال پیش میآید که چرا وقتی ما به سنگ ضربه وارد میکنیم سنگ رو به بالا میرود؟
این مسئلهای است که از زمان ارسطو مطرح بوده ولی جواب درستی به آن نداده بودند. جوابی که خود ارسطو به این سؤال داده جواب خیلی ضعیفی است، و از جمله حرفهای خیلی خوبی که در فلسفه اسلامی پیدا شده توجیه حرکت قسری است.
ارسطو معتقد بوده علت اینکه سنگ به طرف بالا میرود هواست که از زیر به او فشار وارد میکند؛ یعنی ما وقتی به سنگ ضربه میزنیم در هوا موج ایجاد میکنیم، موج هوا فشاری ایجاد میکند و فشار هواست که سنگ را به سمت بالا میبرد. در آب هم همین طور است. یک شناگر که یک حرکت به آب میدهد یک موج از پشت سرش پیدا میشود و آن موج او را جلو میبرد. پس بنابراین الآن که سنگ بالا میرود، این سنگ نیست که بالا میرود، این هواست که او را بالا میبرد.
ولی بوعلی و امثال او نظریه دیگری دارند و میگویند: ضربه در طبیعت سنگ اثر میگذارد و در طبیعت سنگ میلی پیدا میشود و آن میل که در درون خود سنگ است او را به بالا میکشاند؛ یعنی یک نیرویی که اسم آن را «میل» میگذارند آن را میکشاند به بالا. مسئله «میل» از حرفهایی است که در دوره اسلامی پیدا شده است.
البته اینجا یک اختلاف نظر میان بوعلی و ملاصدرا هست. حرف ملاصدرا یک درجه بالاتر از حرف بوعلی است. بوعلی معتقد نیست که طبیعت تغییر کند، میگوید