مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - ماده فلسفی هیچگاه از صورت جسمیه جدا نمی شود
تعارض میان مفهوم جدید ماده با مفهوم فلسفی آن
حکمای الهی از قبیل بوعلی راضی نمیشوند؛ میگویند نه، آن که ماده اصلی عالم است امکان ندارد از مقدار بتواند مجزا بشود؛ یعنی اگر اصول علمی امروز هم چنین حرفهایی را، چنین فرضیههایی را پیش بیاورد اصول فلسفی این آقایان اجازه نمیدهد که ما قبول بکنیم وجود یک حقیقتی را که یکی از تظاهراتش ذی مقدار بودن باشد و گاهی منفک باشد از این. آنها هم میگفتند ذی مقدار بودن یکی از صورتهاست ولی میگفتند انفکاکپذیر نیست، همیشه در این صورت است (انّ الهیولی لاتتجرد عن الصورة)، یک «آن» هم از آنچه که شیخ و اینها آن را «صورت» مینامند- و شیخ اشراق خود او را ماده میداند- جدا شدنی نیست. در صورتی که علم امروز میخواهد بگوید نه، آن یک چیزی است که گاهی به صورت لا مقدار وجود دارد و بعد حالت [ذی] مقدار بودن به خودش میگیرد؛ یعنی به صورت لاجسم وجود دارد، بعد حالت جسمی پیدا میکند. چنین حالت، حالتی است که اسمش را میگذارند «تجرد ماده از صورت»؛ یعنی یک امری، یک حقیقتی ما داشته باشیم که آن ماده اصلی باشد و این صورت جسمیه صورت او باشد و آن حقیقت اصلی ولو در یک «آن» بدون صورت باشد. شیخ میگوید که نه، این محال است، چنین چیزی نمیشود.
ماده فلسفی هیچگاه از صورت جسمیه جدا نمی شود
آنگاه شقوقی برایش ذکر میکند، میگوید در حال تجرد هر حالتی را برایش فرض بکنید امکان ندارد. میگوید: او در حال تجرد از این صورت جسمیه، یا ذی مقدار و ذی وضع هست یا نیست. اگر نیست معنایش این است که مجرد است. اگر مجرد باشد امکان ندارد یک امر مجرد بعد از اینکه یک مدتی مجرد است دوباره بیاید مقدار بپذیرد؛ چون امر مجرد نسبتش به همه مکانها و زمانها علی السویه است، دیگر معنی ندارد در این نقطه معین بیاید، مثلًا بگوییم در اینجا صورت قبول کند. اگر بگوییم در حالی که از صورت مجرد است، مجرد محض نیست و در عین حال یک امر ذی وضع