مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٦ - نظریه دوم
است اقتضا دارد این مقدار معین و ابعاد معین را. ولی این حرفی است که نه ذیمقراطیس میگوید و نه تأیید شده است. خود ذیمقراطیس هم مدعی است که آن ذرات صغار صلبه، با ابعاد مختلف و با اشکال مختلف هستند. او مدعی است که بعضی از ذرات مثلًا کروی شکلند (مدعی بود که آب مثلًا ذراتش کروی شکلند)، بعضی مکعبند، بعضی حالت یک منشور را دارند و بعضی نوکشان تیز است. غرض این است که پس ما نمیتوانیم مقدار معین خاص داشتن را ناشی از صورت جسمیه بدانیم.
حال یک انسان خاصی را در نظر میگیریم، مثل زید که دارای ابعاد معینی است:
دستش، انگشتانش، سرش، گوشش، هر کدام دارای یک ابعاد خاص معینی است. اگر بگوییم چرا اینطور است؟ و بگویند چون زید جسم است، میگوییم اگر جسم اقتضا میداشت که این ابعاد خاص را داشته باشد، همه انسانها بلکه همه اجسام عالم باید این شکل را داشته باشند. پس اینجا یک علّت دیگری غیر از اصل جسمیت مشترکه دخالت دارد.
نظریه دوم
فرضیه دیگر این است که ابعاد را محصول علل خارجی بدانیم، یعنی علل بیرون از وجود شیء؛ مثلًا بگوییم اگر این کتاب دارای این ابعاد است، به خود این کتاب مربوط نیست، صورت جسمیه این کتاب این را اقتضا ندارد، یک امر دیگری مثل صورت نوعیه هم در او چنین اقتضائی ندارد، بلکه مجموع علل خارجی یعنی عللی که بر این شیء احاطه دارند اقتضا کرده است که این این گونه باشد. به تعبیر دیگر اگر ما محیط طبیعی را تغییر دهیم، مثلًا حجمش عوض میشود؛ اگر این را ببریم در محیطی که فرض کنید تراکم اجسام در آنجا بیشتر باشد، حجمش کمتر میشود؛ اگر در محیطی ببریم که تراکم کمتر از این باشد آنوقت حجمش بیشتر میشود، بستگی دارد به اینکه چقدر تراکم کمتر باشد [١].
[١].- در مورد کسانی که به ماه رفتهاند این نظریه را تأیید کردهاند که اگر آن لباسهای مخصوص را نپوشند چون جاذبه ماه کمتر است منفجر میشوند.
استاد: بله، همین طور هم هست؛ یعنی این مقدار الآن تقریبا مورد قبول است که منفجر میشوند؛ البته نه به این