مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢١ - نظریه فیثاغورس در تعلیمیات
نظریه فیثاغورس در تعلیمیات
و امّا فیثاغورس- که معروفتر است- از این سه خصوصیتی که ما گفتیم که تنها تعلیمیات معقول هستند و مفارق و مجرد هستند و مبادی مادیات هستند، ظاهرا به مجرد بودن اعداد و تعلیمیات قائل نیست ولی به مبدئیت آنها قائل است. او گفته است که مبدأ اشیاء و طبیعت عدد است، یا عدد بعلاوه مقدار، یا از عدد مقدار به وجود میآید و از مجموع عدد و مقدار مادیات به وجود میآید. به هر حال او قائل است به اینکه عدد اصل همه اشیاء است، بدون اینکه بگوید طبیعت عدد مجرد از ماده است و بدون اینکه بگوید عدد مجرد با ماده توأم شده و اشیاء را به وجود آورده است که آنوقت اشکالات زیادی به وجود آید و سؤالات زیادی مطرح گردد که مثلًا چگونه «مجرد از ماده» با «ماده» توأم میشود؟ او تجرد اعداد از ماده را قبول ندارد ولی به مبدئیت اعداد برای ماده قائل است و مخصوصا از میان اعداد عدد واحد یا وحدت را مبدأ همه اعداد میداند. در واقع او میگوید همه چیزها از واحد به وجود آمده است، بدین صورت که از وحدت اعداد به وجود آمده و از اعداد مقادیر به وجود آمده و از اعداد و مقادیر همه اشیاء به وجود آمدهاند. میگوید در عدد وحدت این خاصیت هست که اگر چه از مقوله کمّ است ولی میتواند سازنده کیف باشد. مثلًا همین عدد وحدت که خودش وحدت است وقتی به وحدت دیگر اضافه شود عدد ٢ به وجود میآید. این عدد خودش ماهیت و حقیقت دیگری است. چه آن را به وجود آورده است؟ وحدت. با اینکه وحدت غیر از ٢ است ولی وحدت با وحدت میشود عدد ٢ که جفت هم هست. و اگر یک وحدت دیگر اضافه کنیم یک طبیعت دیگر به وجود میآید که طبیعت ٣ است و خاصیتی دیگر دارد که خاصیت فرد بودن است. یک واحد دیگر اضافه میکنیم عدد ٤ به وجود میآید با طبیعت دیگر و با خاصیت جفت بودن؛ خاصیت دیگری هم دارد که مثلًا قابلیت تقسیم به دو عدد جفت است. همین جور که بالا میروید طبایع و انواع جدید از همین عدد واحد به وجود میآید با خصلتهای مختلف و خاصیتهای متفاوت. فیثاغورس یک همچو حرفی در این زمینهها گفته است. سپس شیخ میگوید:«ثمّ تشعّبوا ...» که منظورش اتباع فیثاغورس است. فیثاغورسیها که بعدها پیدا شدند عقایدی داشتهاند که خود فیثاغورس هم نداشته است، که حالا نمیرسیم این نظریات را بخوانیم.