مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - تحقیق در موضوع این علم
و همچنین برخی معانی است که در نفس، معنی و مفهوم مشخّصی دارند و بالاشتراک در همه علوم مورد استفاده قرار میگیرند [١] و هیچیک از علوم متصدی تحقیق در آنها نیست مانند «واحد»، «کثیر»، «موافق»، «مخالف»، «ضد» و غیر اینها. بعضی از علوم این معانی و مفاهیم را صرفا مورد استعمال قرار میدهند، یعنی اینها را عملا مورد استفاده قرار میدهند، و بعضی از علوم به تعریف و تحدید اینها میپردازند بدون اینکه نحوه وجود آنها را بیان کنند. این امور از عوارض و حالات هیچکدام از موضوعات علوم جزئی نمیباشند و هم از اموری نمیباشند که نحوه وجود آنها نحوه وجود صفات برای ذوات نباشد، بلکه نحوه وجود اینها نحوه وجود صفات برای ذوات است، و از صفات عامّه برای همه چیز به طوری که هر یک از اینها مشترک میان همه
بحثهای نامبرده درباره موضوع جداگانهای باشد؟ صدرا المتألّهین در تعلیقات ص ١٠ این مطلب را صرفا به دلیل وضوح و بداهت رد میکند.
حقیقت این است که بهتر این است که همان راه اثباتی متأخرین- که میگویند واقعا آنچه در فلسفه بحث میشود، از آن جمله ماهیات و احکام آنها، از احکام و عوارض «موجود» است زیرا همه خواص موضوعیت در آن جمع است از قبیل «ما یؤخذ فی حد الموضوع او ما یؤخذ فی حده الموضوع»- طی شود هر چند متأخرین هم کاملا در این باره تحقیق نکردهاند.
تحقیق اساسی باید بر این پایه باشد که «وجود» اصیل است، و «موجود بماهو موجود» خود «وجود» است، و ماهیات احکام وجودند و وجود در حد همه اینها اخذ شده است، که البتّه قابل تأمّل است.
امّا اگر بخواهیم مفهوم «موجود» را به عنوان یک مفهوم عام موضوع قرار دهیم مشکل حل نمیشود.
[١]. مقصود امور عامّه اصطلاحی است که در تعریف آنها میان متأخرین اختلاف است و در اول جلد اول اسفار و همچنین سید شریف و محشین شفا درباره آنها بحث کردهاند. ظاهرا مقصود شیخ این است که اینچنین امور عامّه و مشترکهای هستند که باید از آنها بحث شود به اینکه تعریف و تحدید شوند و نحوه وجود آنها مشخص گردد، و هیچ علمی از علوم متکفّل بحث در آنها نیست و نمیتواند باشد زیرا از مختصّات موضوع هیچ علمی نیست و نحوه وجود آنها نحوه وجود ذوات نیست (بر خلاف قسمت اول یعنی ماهیات از قبیل بحث از جوهر و جسم و غیره که قبلًا گفته شد) و از صفاتی هم که برای همه اشیاء است نیز نمیباشد و اختصاص به مقوله خاصّی هم ندارد، پس، از عوارض «موجود بماهو موجود» میباشند.