مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥١ - تحقیق در موضوع این علم
نیستند [١]، و امکان ندارد جز «موجود» موضوع مشترکی که اینها همه از حالات و عوارض او به شمار آیند برای همه اینها فرض کرد، زیرا بعضی از اینها جوهرند و بعضی از مقوله کمّ و بعضی از مقولات دیگر، و هیچ معنی عامّ واقعی جز معنی «وجود» همه اینها را در بر نمیگیرد [٢].
[١]. بنابر آنچه صدرالمتألّهین مطالب گذشته فصل را توجیه کرد، این قسمت تتمّه قسمت اخیر یعنی از «ثم البحث عن الجوهر بماهو جوهر» به بعد است، ولی بنابر توجیه ما این قسمت مربوط میشود به تمام آنچه از اول فصل تا اینجا گفته شده است.
صدرالمتألّهین جملهای را که شیخ در دو سطر بالا راجع به منطق آورده که میگوید: «فاما موضوع المنطق من جهة ذاته فظاهر انه خارج عن المحسوسات» میگوید: بهتر بود که این جمله قبل از جمله «ثم البحث عن حال الجوهر بماهو جوهر الی آخر» (که ما در حاشیه ١٠ دربارهاش بحث کردیم) آورده میشد تا در منهج اول داخل میشد که مبنایش بر این است که بحث از وجود و ماهیت سایر علوم باید در علم اعلی بحث شود.
بعد خودش میگوید: شاید مقصود شیخ بیان منهج سومی باشد از راه منطق بر اثبات فلسفه اولی و تحقیق موضوع آن. تقریر مطلب اینکه: معقولات ثانیه از جمله اموری است که باید از نحوه وجودشان و اینکه جز در عقل وجود ندارند بحث شود. اینها در منطق که قابل بحث نیست زیرا در هیچ علمی درباره [موضوع] آن بحث نمیشود، در طبیعی و ریاضی نیز قابل طرح نیست زیرا نه محسوسند نه متعلّق به محسوسات؛ پس باید بحث در اینها در علمی اعلی صورت گیرد و آن فلسفه اولی است.
این اشتباه صدرا ناشی از اشتباه دیگری است که قبلًا تذکر دادیم و آن اینکه خیال کرده شیخ درصدد اثبات خود فلسفه اولی است و یا لااقل یکی از دو مقصد شیخ اثبات خود فلسفه اولی است. عبارت صدرا این است: «و کانّ الشیخ اراد به بیان وجه آخر علی اثبات الفلسفة الاولی و تحقیق موضوعها» در صورتی که شیخ به هیچ وجه در مقام بیان اثبات خود فلسفه اولی نیست، فقط در صدد تحقیق موضوع آن است.
بعلاوه این منهج، منهج سومی نمیشود بلکه مصداق جدیدی برای دو منهج اول است از راه معقولات ثانیه منطقی [به این صورت که نحوه وجود معقولات ثانیه] در جایی باید مورد بحث قرار گیرد؛ در منطق قابل بحث نیست زیرا در مرتبه موضوع منطقند، و در طبیعی و ریاضی هم قابل بحث نیست زیرا مجرد از محسوساتند. این که مطلب تازهای نیست، مصداق دیگری است برای آنچه قبلًا گفته شده. احیانا میتوان مصادیق دیگری نیز پیدا کرد.
[٢]. یک احتمال در اینجا با دلیل نفی نشده است و آن اینکه چه مانعی دارد که هر یک از