مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٩ - برهان بر عدم اجتماع ضدین
است.
ماده نقض دیگری ذکر میکنند که مثلًا شجاعت و جبن ضدین هستند و حال اینکه جنس آنها هم ضدین میباشند. گفته شده که تضاد همیشه میان انواع است و حال آنکه اینها [اجناس هستند.] این را چه میگویید؟ شجاعت و جبن با هم ضدند و جنس هر دو یعنی فضیلت و رذیلت نیز با هم تضاد دارند در حالی که تحت جنس واحد نیستند. پس چطور شما گفتید ضدین باید تحت یک جنس باشند؟
اینها یک سری اشکالات بی سرو ته و حساب نشده و تحلیل نشده است. چون ماهیت این حرفها را تحلیل نکردهاند چنین حرفهایی زدهاند.
جواب میدهیم که وقتی میگوییم شجاعت فضیلت است و جبن رذیلت، فضیلت و رذیلت دو ماهیت نیستند که تحت آنها انواعی باشد، بلکه اینها یک سلسله معانی اعتباری هستند که در علوم عملی اعتبار شدهاند. اگر بخواهیم فضیلت را تعریف کنیم، به چه میتوانیم تعریف کنیم؟ فضیلت یعنی آن چیزی که خوب است باشد و باید باشد. این «خوب است» و «باید» مفاهیم اعتباری ذهن ماست. رذیلت یعنی آن چیزی که خوب نیست و نباید باشد. این هم یک مفهوم اعتباری است. البته شیخ این مطلب را تصریح نمیکند ولی مطلب همین جور است. شیخ جهت مطلب را نمیگوید، همین قدر میگوید که اینها جنس نیستند. ما صدها مفهوم اعتباری داریم که چون اعتباری هستند داخل در هیچ مقولهای نیستند، یعنی دون المقولات هستند.
ما مقولات را در ماهیات میگوییم و ماهیات نیز همان حقایقاند یعنی اموری هستند که در خارج متلبّس به وجود هستند. اعتبار را ذهن انسان میکند. و الّا شما میتوانید بگویید: شجاعت تحت عنوان «حسن» داخل است و تهوّر تحت عنوان «قبیح». حسن و قبیح با یکدیگر تضاد دارند، شجاعت و جبن هم با یکدیگر تضاد دارند؛ دو نوع تضاد دارند، دو جنس هم تضاد دارند.
جوابش این است که «حسن» و «قبیح» نیز مفاهیم اعتباری است و در علوم عملی به کار میرود نه در علوم نظری. فرق امور اعتباری و امور نظری این است که مفاهیم نظری بر اشیاء از آن جهت که اشیاء هستند یعنی وجود دارند منطبق میشود، امّا مفاهیم عملی مفاهیمی است که ذهن اعتبار میکند. ذهن امر و نهی و باید و نباید را برای خودش اعتبار میکند، بعد یک سلسله مفاهیم دیگر از این بایدها و نبایدها میسازد مانند مفهوم خوب، بد، حسن، قبیح، فضیلت، رذیلت و از این قبیل مفاهیم.