مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - برهان بر عدم اجتماع ضدین
یک شئ هم میتواند سفید باشد و هم شیرین. شیرینی و سفیدی چون از دو جنس هستند با یکدیگر تضاد ندارند. و نیز جسم میتواند هم شیرین باشد و هم کروی، یا هم شیرین باشد و هم مکعب. اینها به چه علت است؟ علتش این است که وقتی جنس مختلف شد حیثیت در واقع مختلف میشود و مثل این است که ماده مختلف میشود.
این یعنی چه؟ یعنی اینکه این جسم از آن حیث که شیرین میشود غیر این جسم است از آن حیث که سفید میشود؛ یعنی استعدادش برای سفیدی غیر از استعدادش برای شیرینی است، پس آن مادهای که با شیرینی متحد میشود غیر از مادهای است که با سفیدی متحد میشود، آن حیثیتی که بخواهد سفید شود غیر از حیثیتی است که بخواهد شیرین شود. به همین جهت میگوییم آنجا که تضاد برقرار است، در جنس با یکدیگر شریکند یعنی در واقع در ماده شریکند، ولی اینجا در جنس شریک نیستند. این بحثی است که اینها در باب اجتماع ضدین آوردهاند، آن ضدّینی که اصطلاحا آن را از متقابلین میشمارند. پس روح مطلب در مورد این ضدین که اجتماعشان را محال دانستهاند برمیگردد به اینکه ماده واحد از حیثیت واحد نمیتواند دو صورت مختلف را بپذیرد. حتی در باب اعراض هم بازگشت مطلب در آخر به همین است که ماده واحد از حیثیت واحد دو صورت مختلف را نمیتواند بپذیرد. امّا این اصطلاح را در باب جواهر ندارند و مطلب را به این صورت بیان نمیکنند. در باب جواهر مثلًا تضاد را به کار نمیبرند و نمیگویند که مثلًا آب با هوا یا آب با آتش متقابلین هستند از باب اینکه ماده واحد در آن واحد نمیتواند دو صورت را بپذیرد، زیرا در مورد قبلی ماده استقلال ندارد ولی در اینجا ماده استقلال دارد. در مورد قبل، ماده عین صورت است و اصلًا فرض اجتماعش هم یک فرض بیمعنی است، ولی در اینجا چون ماده استقلال دارد و موضوع، محلّ مستغنی است فرض اجتماع لااقل میشود. این اصل بحث.
شیخ یک سلسله بحثهای استطرادی دیگر را در اینجا مطرح کرده است. آقایان گفتهاند: «میان اجناس متضاد تضاد نیست، چه اجناس بعیده و چه اجناس قریبه. متضادها همیشه انواع هستند که در جنس قریب با یکدیگر شریکاند». ماده نقضهایی ذکر کردهاند که مثلًا در مورد خیر و شر چه میگویید؟ خیر و شر دو جنسند و تحت اینها انواعی هست با اینکه ایندو متضادند.
جواب میدهند که اولًا خیر و شر جنس نیستند. ثانیاً فرضاً هم که جنس باشند تقابلشان تقابل تضاد نیست چون وجودیین نیستند، یکی وجودی و دیگری عدمی