مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - یک تمثیل روشن برای تصور ماده
نداریم و حرکت همیشه در مقدار معین و در زمان معین است. مثلًا حرکت در یک کیلومتر در یک ساعت، یا در یک کیلومتر در نیم ساعت. این را به عنوان مثال گفتیم و میشود تغییر داد. حالا همین حرکت یک کیلومتری گاهی با تعین یک ساعتی است، گاهی با تعین نیم ساعتی است و یا بیشتر از اینها، یعنی غیرمتناهی میتوان میزان سرعت برایش در نظر گرفت.
حرکت فارغ از هر گونه سرعتی محال است، ولی همیشه خودش غیر از سرعتهاست به دلیل اینکه سرعتها عوض میشود ولی در همه سرعتها حرکت هست. پس حرکت خودش غیر از سرعتهاست.
یک تمثیل روشن برای تصور ماده
مثال ساده دیگر عرض میکنم. این مثال را همیشه استفاده میکنند. البته از نظر توضیحی ارزشش زیاد است ولی از نظر انطباق، ارزش آن زیاد نیست، البته کم هم نیست. شما در نظر بگیرید چیزهایی را که با یک تعین خاص همیشه هست؛ مثلًا مقاطع حروف؛ یعنی این حروف که انسان تلفظ میکند الف، ب، ج، ... مثلًا حرف «ج» بالاخره با یک صدا تلفظ میشود، یا میگوییم جَ یا جِ یا جُ یا جا یا جی یا جو، و حتی بین حد وسط اینها هم امکان تلفظش هست که مثلًا عرب آن را تلفظ میکند.
وقتی میگوییم جَ با یک صورت مخصوص است، جِ که میگوییم آن صورت نیست صورت دیگر است، جُ که میگوییم صورت دیگر است. آیا در [هر یک از] اینها یک حرف موجود است؟ یا نه، [در همه اینها] یک حرف موجود است، همانی که با لفظ «ج» بیان میکنیم. جَ جیم است، جِ هم جیم است، جُ هم جیم است. حال میرویم سراغ «ب»: بَ، بِ، بُ، با، بو، بی. این یک ماده دیگر است که این صورتهای مختلف را به خودش میگیرد. اگر کسی به ما بگوید آقا من قبول ندارم که در ج ماده و صورتی وجود داشته باشد و این هر دو یکی است، دلیل شما چیست؟ میگوییم به دلیل اینکه همین ماده میتواند صورت دیگری داشته باشد، میتوانید به جای جِ بگویید جَ، «ج» که نیست، چه چیز آن عوض شده؟ میگوییم صورتش عوض شده ولی خود آن حرف اینجا وجود دارد. اگر بگوییم بَ، صورت همان صورت جَ است ولی بَ غیر از جَ است، چون ماده آن غیر از ماده این است. ما شک نداریم که هر حرفی با اینکه بدون هیچ