مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩ - جود و خیر، رحمت و شفقت
«انگیزه» که میگویید انسان هیچ کاری را بدون انگیزه محال است انجام دهد، چیست؟
اگر مقصود منفعت است یعنی اینکه کسی کاری را میکند برای اینکه شرّی و ضرری از خودش دفع شود و لذّتی هم که میبرد لذّت رسیدن چیزی یا دفع زیانی از خودش باشد، در این صورت باید گفت دایره افعال انسان بسی وسیعتر از این است.
ولی اگر مقصود شما این باشد که کسی مطلقا از کار خودش لذّتی نبرد، البتّه صحیح است و هیچ حکیم فهمیدهای چنین سخنی نگفته و نباید هم بگوید. پس اختلاف در چیست؟ در اینکه ما باید ببینیم ملاک عمل اخلاقی چیست؟ جایی است که انسان کاری را به قصد دستیابی خودش بر خیری انجام میدهد اگر چه به ظاهر عکس این مطلب را بگوید. مسلّما این عمل، اخلاقی نیست، خود پرستی است. ولی جای دیگر، انسان از اینکه به دیگران خیر برسد یا از دیگران دفع شر شود لذّت میبرد. چنین لذت بردنی خود پرستی نیست، کمال انسانی است. او همین طور که دیگران به منفعت خودشان علاقه دارند به منفعت دیگران علاقه دارد. چنین شخصی اگر لذّت نبرد فاقد کمال است.
اصحاب نظریههای بالا به محض اینکه اسم «لذت» را میشنیدند قضاوت میکردند، به این خیال که هر چه مهر لذت بر آن خورده و شموخ خود را از دست داده عملی است چون سایر اعمال حیوانی و مادّی، و حال آنکه ملاک عمل اخلاقی در چگونگی مطلوب است نه در نتیجه حاصل از آن (لذّت)، چون خود پرستی که محور کارش «خود» میباشد و هیچ مطلوبی خارج از حیطه وجود خود نمیتواند فرض کند به ناچار لذّتهایش منحصر در خویشتن بوده، و چنین لذّتهایی را «غیر اخلاقی» مینامیم از آن جهت که از مطلوبهایی غیر اخلاقی ناشی شدهاند زیرا اگر از چهارچوب ماتریالیسم اخلاقی خارج و قائل شویم به اینکه انسان موجودی است که بی رسیدن نفعی به خود و فقط از ملاحظه منافع دیگران و بی دفع زیانی از خود و با مشاهده دفع زیان از دیگران مشعوف شده و لذت میبرد، چنین لذتی زشت و مذموم که نیست، زیبا و پسندیده است، زیرا مطلوبهایی که این لذت بالتبع از آنها حاصل شده است بدین گونه (پسندیده) است، و الّا خود لذّت که فی نفسه چیز مستقلی نیست تا درباره آن بحث شود، و انسان هم هیچ وقت چیزی را از آن حیث که لذت دارد دوست نمیدارد؛ یعنی دوستی او مستقیما متوجه خود لذت نمیشود بلکه دوستی و نظر انسان