مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٩ - داشتن کمّیت معین جزء ماهیت جسم نیست
امکان یک بعد باشد. اوّلی میشود سطح جوهری، دومی میشود خطّ جوهری. همچنین امکان ندارد که یک نقطهای وجود داشته باشد که جوهر باشد یعنی قائم به ذات باشد، که همان جزء لا یتجزّای متکلمین است که جوهر فرد است، و البته فلاسفه بیشتر برهان بر امتناع وجود جوهر فرد اقامه میکنند. میگویند جوهر فرد محال است. بعد میگویند خط فرد هم محال است یعنی جوهر یک بعدی هم محال است؛ جوهر دو بعدی هم محال است؛ و جوهر چهار بعدی را دیگر برهان ندارند که محال است. میگویند در جسم، این چیزی که وجود دارد دارای سه بعد است و امکان اینکه بیش از سه بعد در آن فرض کنیم، چهار بعد در آن فرض کنیم، محال است؛ که میبینیم امروزه این مسائل مطرح است که آیا ما جسم یک بعدی و دو بعدی داریم یا نه؟ و همچنین آیا امکان اینکه جسمی بیش از سه بعد داشته باشد (چهار بعدی، پنج بعدی و شش بعدی) هست یا نه؟ حتی بعضی ادعا میکنند تا دوازده بعدی هم فرض میشود.
فلاسفه، زیاد درباره این موضوع بحث نمیکنند، کما بیش میگویند ولی خیلی بحث نمیکنند. گویا در گذشته که ما در این مسأله بحث کردیم به نظرمان رسید که ما دلیلی بر امتناع جسم یک بعدی و دو بعدی نداریم.
پس میبینید معنی «صورت جسمیه» چیست. صورت معنی جوهر میدهد؛ یعنی جوهری که در او امکان فرض سه بعد میشود صورت جسمیه است (فرض سه بعد متقاطع بر زوایای قائمه).
داشتن کمّیت معین جزء ماهیت جسم نیست
در باب ماهیت جسم، یک مسأله دیگر که در ضمن مطرح میشود این است که آیا در تعریف جسم، طول یا عرض یا عمق به معنی کمیت معین هستند؟ چون تا کمیت معین نباشد طول و عرض و عمق نیست، زیرا برای شیء از این جهت میگوییم «طول» که مقدار معینی کشش در یک جهت دارد، و همین طور در دو طرف دیگر. اگر ما فرض کنیم جسم غیر متناهی باشد، طول و عرض و عمق از یکدیگر متمایز نیستند. هر جسمی در خارج ناچار دارای نهایت است یعنی منتهی میشود به یک حدی و منتهی میشود به یک سطحی که البته کره دارای یک سطح است، مکعب دارای شش سطح است و جسم در هر شکلی دارای سطحهای مختلف ممکن است باشد. آیا جسمی