مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٩ - لذت و الم
تضاد دارند. حال اگر کسی بگوید: «خیر و شر چطور؟ خیر و شر دو جنس هستند زیرا انواعی از خیرات و انواعی از شرور داریم. خیر و شر حسی داریم و خیر و شر عقلی داریم. شر حیوانی داریم و شر غیر حیوانی. خیر و شر با آنکه جنساند برای انواع خیرات و شرور، معذلک خود خیر و شر از آن جهت که خیر و شر هستند با یکدیگر تضاد دارند».
جواب این است که خیر و شر اساساً رابطهشان تضاد نیست، عدم و ملکه است.
ضدین در موردی گفته میشود که «امرین وجودیین» باشد و «بینهما غایة الخلاف» باشد. امّا در مورد خیر و شر، شر برمیگردد به امر عدمی. اینکه شیئی امکان داشتن یک وجود یا کمال یک وجود را داشته باشد و آن را نداشته باشد و یا اینکه داشته باشد و به علتی آن را فاقد بشود، این را «شر» میگوییم؛ و نیز یک امر وجودی که منشأ شر در دیگری بشود به او «شر» میگوییم. مثلًا وقتی طوفان میآید منشأ قطع اشجار میشود یعنی این شر را در آنها ایجاد میکند و موجب عدم میشود. وبا و طاعون را ما «شر» مینامیم به اعتبار اینکه منشأ فقدانات در اشیاء دیگر میگردند. ماهیت شر در آخر به امر عدمی برمیگردد. پس نسبت خیر و شر نسبت عدم و ملکه است، و سلب و ایجاب نیست، چون هر عدمالخیری را شر نمیگویند. مثلًا این دیوار که فاقد قوه نطق است، نداشتن نطق برایش شر نیست. شیئی که ظرفیت وجودیش داشتن کمالی را اقتضا نمیکند، نداشتن آن کمال را شر نمیگویند؛ و لهذا موجودات دانی که کمالات عالی را ندارند، مثلًا طبیعت کمالات نفس را ندارند و نفس کمالات عقل را ندارد و عقل کمالات ذات باری را ندارد، به اینها شر گفته نمیشود. شر در جایی گفته میشود که شأنیتی در کار باشد. در عرف و غیر عرف هر دو چنین است.
لذت و الم
مسأله راحت و الم (به تعبیر شیخ) نیز چنین است. مقصود از «راحت» در اینجا لذت است، نه راحت به معنای عدم الألم. البته لذت و الم با خیر و شر این تفاوت را دارند که لذت و الم هر دو کیفیت نفسانی هستند. شیخ میگوید ما لذت و الم را از آن جهت که یک کیفیت خوشایند یا بدایند میباشند، لذت و الم نمینامیم، یعنی صفت ذاتی لذت و الم خوشایندی و بدایندی نیست، صفت ذاتیشان این است که داخل در