مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١ - روابط فلسفه و علوم
فلسفه اولی و این حکمت چیست؟ آیا این تعریفات و توصیفات سه گانه درباره یک فنّ است یا درباره فنون گوناگون که همه به این نام نامیده شده است.
ما اکنون برای تو توضیح میدهیم که فلسفه اولی و حکمت علی الاطلاق [١] همین علمی است که اکنون ما در صدد بیان آن هستیم و اینکه توصیفات سه گانهای که در تعریف حکمت گفته شده است همه مربوط به یک فنّ است و آن همین است.
قبلًا دانسته شد که هر علمی موضوع بخصوصی دارد. اکنون ببینیم موضوع این علم چیست [٢]؟ آیا موضوع این علم وجود خداوند است، یا وجود خداوند در ردیف
مسأله اثبات وجود اشیاء به وسیله حس یا تجربه
ولی میتوان گفت مقصود از «چیزهایی که وجودشان احتیاج به اثبات دارد» امور غیر بدیهی و یا شبه بدیهی- یعنی اموری که منتهی به حس یا تجربه یا یکی دیگر از امور ششگانه میباشد- است و اگر نه، باید بگوییم پس همه حواس ما که وجود انسان و حیوان و گیاه و نبات را اثبات میکند مسائل فلسفه را اثبات میکند.
اموری که با تجربه اثبات میشود- مانند امور حسّی- در ردیف مبادی فلسفه است نه در ردیف مسائل فلسفه که تنها درباره امور نظری و غیر بدیهی بحث میکند.
از نظر این فلاسفه- چنانکه میدانیم- تجربیات یکی از بدیهیات ششگانه است. پس به هیچ وجه اثبات وجود یک میکروب به وسیله تجربه یک مسأله فلسفی به شمار نمیرود.
علم حر و آزاد
[١]. عطف به دو حاشیه ص ٢٣٨ درباره روابط فلسفه و علوم، صدرالمتألّهین در اینجا به مناسبت آنکه شیخ این علم را «حکمت مطلقه» نامیده است میگوید این علم حر و آزاد است از نیاز به غیر خود و از تعلق به ما سوای خود، و سایر علوم به منزله بندگان و خدمتگزاران این علماند، زیرا موضوعات سایر علوم (اگر نظری باشد) در این علم اثبات میشوند و مقدمات براهین آنها یا مقدمات مقدمات براهین آنها نیز در این علم اثبات میشود و همچنانکه موضوعات این علم (در نظام خلقت) مبادی و علل موضوعات سایر علوم است مسائل این علم نیز مبادی و علل مسائل سایر علومند. پس [جمیع] علما از آن جهت که عالمند به منزله بندگان و خدمتگزاران عالم الهی میباشند زیرا در اخذ مبادی علوم و ارزاق معنوی خود نیازمند به او هستند.[٢]. ممکن است گفته شود همان چیزی که در کتاب «برهان» ولو به طور اشاره گفته شد که علم